اجازه ویرایش برای همه اعضا

التزام

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ پرداژ pardâž (پهلوی: pardâc)، 2ـ پاتیستاک pâtistâk (پهلوی: patistâk)، 3ـ ویستاو vistâv (سغدی) **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۳ ثانیه
التزام . [ اِ ت ِ] (ع مص ) دست بگردن زدن و در بر گرفتن . (منتهی الارب ). در بر گرفتن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ).اعتناق . (اقرب الموا...
وَجه اِلتزام. شرط جزاء، شرط جزائی. رجوع شود به وجه و التزام کردن. (حقوق) مبلغی است که متعاقدین در حین انعقاد عقد به موجب توافق (خواه ضمن همان قرارداد ...
التزام و عمل دو واژه ی عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ پرداژ کرداری pardâž-kerdâri (پرداژ از پهلوی پرداچ: التزام)، ویستاو فتاری vistâv-raftâri (...
التزام نامه .[ اِ ت ِ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) نامه ای که در آن کسی چیزی را بر ذمه ٔ خود قبول می کند. (از ناظم الاطباء).
التزام کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) متعهد شدن . بر عهده گرفتن . بر خود لازم دانستن : من که این تاریخ را پیش گرفته ام التزام بکرده ...
التزام دادن . [ اِ ت ِ دَ] (مص مرکب ) التزام سپردن . آنکه کسی قراری گذارد که خود را ملزم سازد. خواه با وثیقه و خواه بدون آن .
التزام سپردن . [ اِ ت ِ س ِ پ ُ دَ ] (مص مرکب ) آنکه کسی قراری نهد که او را مجبورسازد. و این بیشتر در قراردادهای نوشته بکار رود.
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید