اجازه ویرایش برای همه اعضا

چکر

چکر . [ چ َ کَ ] گردش. چکر زدن، چکر رفتن. به تفریح رفتن. قدم زدن. به گردش رفتن: یاد آن روز ها بخیر با یاران میزدیم تا دل شب ها چکر. بشیر اسکندری.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
چکر. [ چ ِ ک ُ ] (اِ) چوبی گرد که کودکان بدان بازی کنند. قسمی چوب برای نوعی بازی کودکانه که آن بازی را به عربی طَث ّ خوانند. مِطَثَّه ...
چکر . (مازنی)، ریزه چوب ، ریزه شاخه خشک که بر تنه درخت چسبیده، تراشه چوب.
چکر عطا. [ چ ُ ک ُ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتابای بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس که در 15 هزارگزی شمال خاوری گنبد واقع است . دشت و هو...
قدم زدن، تفریح کردن
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید