اجازه ویرایش برای همه اعضا

امتداد

این واژه عربی است و پارسی جایگزین این است: دریژه driže (کردی)**** فانکو آدینات 09163657
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
امتداد. [ اِ ت ِ ] (ع مص ، اِ مص ) دراز و کشیده شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از متن اللغة). || مد و کشش . (ناظم الاطباء). کش...
امتداد دادن . [ اِ ت ِ دَ ] (مص مرکب )کشیدن . کشانیدن . ممتد کردن . استمرار دادن . اطاله .
قابل امتداد. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ] (ص مرکب ) ۞ امتدادپذیر. کشش پذیر. رجوع به قابلیت امتداد شود.
امتداد داشتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) کشیده شدن . ممتد شدن . استمرار داشتن . ممتد بودن .
امتداد یافتن . [ اِ ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) طول کشیدن . دراز شدن .
قابلیت امتداد. [ ب ِ لی ی َ ت ِ اِ ت ِ ] (ترکیب اضافی ، اِمص مرکب ) ۞ کشش پذیری . قوه ٔ قبض و بسط و کشش داشتن . (اصطلاح هندسی ).
امتداد پیدا کردن . [ اِ ت ِ پ َ / پ ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) درنگی کردن . (ناظم الاطباء). دراز شدن . طولانی گشتن .
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید