اجازه ویرایش برای همه اعضا

مراقبه

'''در خود فرو رفتن ژرف و دامنه دار (چه هنگام کار و چه آرامش) تا بتوان به آن چه در درون هست (ترس، رشک، مهربانی، آرزو، کینه، اندیشه ها، پندارها و...)، نگاه کرد، درون خود را دید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
مراقبه . [ م ُ ق َ / ق ِ ب َ / ب ِ ] (ع مص ، اِمص ) مراقبة. رجوع به مراقبة و مراقبت شود. || ترسیدن و گردن فروانداختن . (غیاث اللغات ). رجوع ...
مراقبة. [ م ُ ق َ ب َ ] (ع مص ) نگاهبانی کردن . (منتهی الارب ). حراست کردن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). نگاه داشتن چیزی را. (از غیاث ال...
مراغبة. [ م ُ غ َ ب َ ] (ع مص ) ظاهر کردن میل و خواهش . || (اِمص ) میل . خواهش . رغبت . شوق . آرزومندی . ج ، مراغبات . (ناظم الاطباء).
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید