اجازه ویرایش برای همه اعضا

شاهکار

۞شاهکار. (اِمر.) کار بزرگ و نمایان، کاری که در آن هنرنمایی کرده باشند. ا. (ا.) کار بزرگ و نمایان.۲(صفت) ممتاز؛ برتر؛برجسته. شاهکاری هست هر صنعتگری را در جهان شاهکار آفرینش، خلقت زیبای تست. شاطر عباس صبوحی // منت خدای را که به نام تو بسته بود بر مدعای خویش نگشتند کامکار منت خدای را که به نام تو ثبت بود بر پیش طاق کعبه توفیق این دو کار بردن فرات را به زمین بوسی مرتضی دیگر عمارت حرم آن بزرگوار ز اقبال بی زوال به کمتر توجهی یک بنده تو کرد تمام این دو شاهکار صائب تبریزی در ستایش شاه صفی // برد از آغاز آن جهول ظلوم دست در خون عشقی مظلوم بعد از آن تا زند مؤسس را زد به تیر بلا‌ «‌مدرس‌» را شحنهٔ شهر چون که شد فتاک دگران را ز قتل و فتک چه باک دارم افسانه‌ای ز «‌درگاهی ‌» شاهکاریست بشنو ار خواهی ملک الشعرای بهار
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
شاه کار. (اِ مرکب ) شاکار. کار بزرگ . (برهان قاطع). || کار بی مزد باشد که مردم را بزور بر آن دارند. (فرهنگ سروری ). بمعنی بیگار است که کار ف...
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید