اجازه ویرایش برای همه اعضا

زغند

زغند . دانستین . زَ. غَ. سخره و سنگ که شیر پلنگ بروی آن نشینند منتظر شکار باشند و سخره ایکه از روی آن حیوانات به سختی بگذرند پارسی غور
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
زغند. [ زَ غ َ ] (اِ) ۞ از جای برجستن باشد بر مثال آهو. (برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). برجستگی از جای مانند آهو. (ناظم الاطباء). خیز. ...
زغند زدن . [ زَ غ َ زَ دَ ] (مص مرکب ) فریاد کردن را گویند. (برهان ). فریاد زدن . (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ قبل شود.
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید