اجازه ویرایش برای همه اعضا

فرهنگ

نویسه گردانی: FRHNG
فرهنگ برای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی. معنای لغوی "دین"، انقیاد، خضوع، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزا است و معنای اصطلاحی آن؛ مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد.گاهی همه این مجموعه حق و گاهی همه آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد آن را "دین حق" و در غیر این صورت آن را "دین باطل" و یا "التقاطی از حق و باطل" می نامند. تعریف فرهنگ "فرهنگ" واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء "فر" و "نگ" است. "فر" به معنای شکوه و عظمت و اگر به عنوان پیشوند به کار رود به معنای جلو، بالا، پیش و بیرون است."نگ" از ریشه اوستایی سنگ به معنای کشیدن، سنگینی و وقار است. واژه مرکب "فرهنگ" به معنای بیرون کشیدن، بالا کشیدن و برکشیدن است. اصطلاح فرهنگ اصطلاح فرهنگ دارای معانی و مفاهیم متنوع است و در سیر تاریخی خود، معانی مختلفی را به خود گرفته است از جمله: ادب، تربیت، دانش، معرفت، مجموعه آداب و رسوم و آثار علمی و ادبی یک ملّت، کتاب لغت، نیکویی، پرورش بزرگی، فضیلت، شکوه مندی، هنر، حکمت، شاخ درختی که زیر زمین خوابانند و بر آن خاک ریزند، و نیز تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، مکتب و ایدئولوژی. دو انسان شناس امریکایی به نام های "کروبر" و "کلاکن" ۱۶۴ تعریف از فرهنگ را گرد آورده و در کتاب خود به نام "فرهنگ بازبینی سنجش گرانه مفهوم و تعریف ها" (۱۹۵۲) گنجانیده اند.فرهنگ یا تمدن... کمیت در هم تافته ای است شامل دانش، دین، هنر قانون و اخلاقیات آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عاداتی که آدمی چون هموندی (member) از جامعه به دست می آورد. تحقیق در تعریف فرهنگ ... WikiFeqh: فرهنگ فرهنگ واژه فرهنگ از زبان پهلوی (فارسی میانه) و یا به نقل از برخی فرهنگهای لغت، دارای ریشه اوستایی است که از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکیل شده است. «فر» یا «فره» بارقه الهی است که بر دل انسان تجلی می کند و مایه کمال و تعالی نفس می گردد و «هنگ» یا «هنج» از مصدر هیختن یا هنجیدن به معنی برآوردن و جلوه گر ساختن ... فهرست فرهنگ فرهنگ (نشریه) را بخوانید. بیشتر فرهنگ در دانشنامه ویکی پدیا فرهنگ فرهنگ راهکارهای شایع موجه در یک جامعه است برای زدودنِ هرگونه نیاز راستین یا ناراستین. فرهنگ همواره نرم افزار است و تمدن شامل آن و سخت افزارهاست. به عبارت ساده تر فرهنگ آن چیزی است که مردم با آن زندگی می کنند. فرهنگ ازآنِ مردم است؛ ادوارد تایلور (۱۹۱۷–۱۸۳۲) فرهنگ را، مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعهٔ خویش فرامی گیرد تعریف می کند. هر منطقه از هر کشوری می تواند فرهنگ متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل می شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیلهٔ وراثت منتقل می شود. مثلاً گفتگو به زبان فارسی یک راهکار است بر رفع نیاز رو در رو سخن گفتن و زبان چینی راهکاری دیگر برای مردمانی دیگر برای رفع همین نیاز است. برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد. الگوی یکپارچه از دانش، عقاید و رفتار بشری که به گنجایش فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد. مجموعه ای از گرایش ها، ارزش ها، اهداف و اعمال مشترک که یک نهاد، سازمان و گروه را مشخص و تعریف می کند. فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان در یک جامعه است. فرهنگ در بر گیرندهٔ این موارد است: فرهنگ شامل هنر، ادبیات، علم، آفرینش ها، فلسفه و دین است. فرهنگ ها دارای عناصر بسیارند که بطور آمیزه و نامیزهٔ معنایی در جامعه شناورند و درست از میان خودآگاه و ناخودآگاه هوشیاری اجتماعی عبور می کند. مردم برای تغییر فرهنگ خود لازم است زحمت زیادی بکشند. زیرا فرهنگ؛ خواهانِ مانایی است. در برابر فرهنگ، نافرهنگ است و عبارت است از آنچه جامعه با آن تعامل دارد ولی فرهنگ نیست. مانند اقلیم، آب و هوا، ژن، حوادث، وجود یا عدم وجود منابع طبیعی، سنت های الهی، بیماری ها و … فرهنگ فارسی معین واژهٔ «فرهنگ» را مرکب از دو واژهٔ «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده است. عکس فرهنگ Wiki: فرهنگ فرهنگ (ابهام زدایی) فرهنگ ممکن است به یکی از موارد زی ... فهرست فرهنگ فرهنگ ۲ را بخوانید. بیشتر چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد فرهنگ در دانشنامه آزاد پارسی در جامعه شناسی و انسان شناسی، راه و روش زندگی جامعه ای خاص یا گروهی از مردم دربردارندۀ اموری چون الگوهای اندیشه، باورها، رفتارها، رسوم، سنت ها، مناسک، پوشاک، زبان و هنر، موسیقی و ادبیات. باستان شناسان از این واژه برای اشاره به بقایای اشیا یا مصنوعاتی که سندی بر وجود یک گروه بندی اجتماعی باشد، استفاده می کنند. تعریف دقیق مفهوم فرهنگ به آسانی میسر نیست، زیرا چندین رشتۀ متفاوت در حوزۀ اندیشه به نحو های مختلف از آن استفاده می کنند. کاربرد نخستین آن در علوم اجتماعی عبارت است از مجموع روش های زندگی، چه در زمینۀ مادی و چه در زمینۀ معنوی، در جامعه ای خاص. واژۀ «فرهنگ» در معنایی عام، معمولاً به هنرها و فعالیت های روشنفکرانه نیز اطلاق می شود؛ بدین ترتیب، زمانی که از فردی بافرهنگ (یا فرهیخته) سخن می گوییم، منظورمان کسی است که می کوشد چنین زمینه هایی را درخود پرورش دهد. در این مورد، ممکن است مفهوم فرهنگ عالی در مقابل مفهوم فرهنگ توده ها یا فرهنگ عامیانه مطرح شود که در مورد اخیر منظور بیشتر جنبه های سرگرم کننده در فرهنگ است، تا ابعاد فکری آن. با این وصف، رشتۀ دانشگاهی ای که عنوان مطالعات فرهنگی دارد تفاوتی کیفی میان این دو نوع قائل نیست و هر پدیدۀ فرهنگی، از یک خوانندۀ پاپ تا رُمانی نوشتۀ لئون تولستوی، را به یک نحو تحلیل و بررسی می کند. ریشۀ واژۀ «فرهنگ» در زبان لاتینی cultura است که معنی آن «کشت زمین» است. این معنی قدیمی را هنوز هم می توان در واژگانی هم چون Agriculture (کشاورزی) مشاهده کرد. از این ریشه، صورت های تمثیلی مفهومی فکری نیز گرفته شده است. چنان که می گوییم: culture of the Mind (پرورش ذهن)، که اصطلاح رایج در قرن ۱۷ و به معنی رشد و تقویت ذهن بود. فرهنگ درواقع فرآیند محقق کردن چنین هدفی درنظر گرفته می شد. در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ معنی فرهنگ از تمرکز بر مفهم فرآیند به تمرکز بر مفهوم تحقق کشیده شد؛ بدین ترتیب، فرهنگ را کمابیش در ترادف با مفهوم تمدن عموماً موقعیتی از اندیشمندی و رشد اخلاقی در جامعه به حساب می آوردند. در اواخر قرن ۱۹، واژۀ «فرهنگ» وارد زبان علوم اجتماعی جدید شد. ای بی تیلور در کتاب خود موسوم به فرهنگ ابتدایی فرهنگ را مجموعه ای پیچیده و کلی، شامل دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم و هرنوع قابلیت و عادات دیگر که انسان ها به م ... بیشتر نقل قول های فرهنگ فرهنگ مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی گیرد. • «آینده از آنِ ملّت های فرهیخته و خردمند و شجاع و تلاش گر است.» • «در وضعی که ما هستیم، و دوران تحوّلی را که خواه ناخواه، و به همراه دنیا در پس گردونة تاریخ می پیمائیم، سکوت دربارة فرهنگ، سرباز زدن از وظیفة انسانی است. اگر بحرانی در دنیای امروز باشد، بیش از بحران اقتصاد و پول و نفت و نیرو، بحران فرهنگ است. نفت ها چراغ ها را روشن می دارند، ولی چه فایده وقتی چشم ها را تاری بگیرد؟ یا چه فایده که همة کارخانه ها خوب کار بکنند، مگر کارخانة وجود انسان؟» • «افرادی که بزرگترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفتگوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها ابراز نداشته اند. » فرانسوا ولتر • «یکی از اصولی که به انهدام هر نوع فرهنگ و سلیقه متعالی می انجامد آن است که انجام هر کاری بهتر از این است که هیچ کار نکنی. » نیچه WikiQuote: فرهنگ
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
فرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ ۞ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات ۞ و اِدو...
فرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِخ ) فرهنج . نام مادر کیکاوس . (برهان ). رجوع به فرهنج شود.
فرهنگ . [ ف َ هََ ] (اِخ ) ابوالقاسم فرهنگ یکی از فرزندان مرحوم وصال شیرازی است که با ادوارد برون ایران شناس بزرگ انگلیسی مکاتبه و برخور...
مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه ک...
حسن امرائی با اختصاص فرهنگ به انسان معتقد است که انسان موجدی منطقی نیست بلکه موجودی فرهنگ است. فرهنگ را حسن امرائی در کتاب مهندسی سیاست یک قانون و یک...
نگاه کنید به: فرهنگ (شرح جامع)
ادبیات
بی فرهنگ . [ ف َ هََ ] (ص مرکب ) (از: بی + فرهنگ ) ناپرهیخته . بی عقل و بی تمیز. (ناظم الاطباء) : مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ معادیان تو نا...
فرهنگ ور. [ ف َ هََ وَ ] (ص مرکب ) ادیب . (مهذب الاسماء) (یادداشت بخط مؤلف ). فرهنگی . فرهنگ دان . رجوع به فرهنگ شود.
فرهنگ یاب . [ ف َ هََ ] (نف مرکب ) فرهنگ دان . که به جستجو و پژوهش ، فرهنگ یابد. که فرهنگ و دانش را جسته و یافته باشد. دانا. زیرک : کز این ...
صفحه ۱ از ۴ ۲ ۳ ۴
نظرهای کاربران
تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید