رود
نویسه گردانی:
RWD
رود /rud/ (اسم) (موسیقی) [قدیمی] ۱. سرود؛ نغمه. ۲. آرشه. ۳. تار و رشتهای که بر روی ساز کشیده میشود. ۴. ساز. ⟨ رود زدن: [قدیمی] ساز زدن. فرهنگ فارسی عمید
واژه های همانند
۲۴۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۰ ثانیه
هلیل رود. [ هََ ] (اِخ ) دهی است از بخش ساردوئیه ٔ شهرستان جیرفت که 27 تن سکنه دارد. آب آن از هلیل رود و ساکنان از طایفه ٔ سنیمانی هستند. ...
نیزه رود. [ ن َ زِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پشت آربابا از بخش بانه ٔ شهرستان سقز. در 7500گزی جنوب غربی بانه و در منطقه ٔ کوهستانی سردسیری ...
نشست رود. [ ن ِ ش َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ارنگه ٔ بخش کرج شهرستان تهران ، در 38 هزارگزی شمال کرج و 4 هزارگزی مغرب راه کرج به چالوس ...
میان رود. (اِخ ) دهی است از دهستان نهارجانات بخش حومه ٔ شهرستان بیرجند، واقع در 65هزارگزی جنوب خاوری بیرجند با 203 تن سکنه . آب آن از قنات...
میان رود. (اِخ ) دهی است از دهستان حسن آباد بخش مرکزی شهرستان آباده ، واقع در 68هزارگزی جنوب اقلید با 152 تن سکنه . آب آن از چشمه و راه آ...
میان رود. (اِخ ) دهی است از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد، واقع در 13هزارگزی جنوب کوهدشت با 120 تن سکنه . آب آن از رودخانه و ر...
میان رود. (اِخ ) دهی است از دهستان بیلوار بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان ، واقع در 4هزارگزی خاور مرزبانی با245 تن سکنه . آب آن از چشمه و رود...
میان رود. (اِخ ) دهی است از دهستان کزاز پایین بخش سربند شهرستان اراک ، واقع در 47هزارگزی شمال باختری آستانه با 169 تن سکنه . آب آن از قنا...
گرگ رود. [ گ ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان تنکابن است . (ترجمه سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 143). ناحیتی است خرد به دیلمان از دیلم خاص...
لاله رود. [ ل َ / ل ِ ] (اِخ ) از نواحی لارجان مازندران . و بدانجا ابوجعفر حسن بن ابوالحسین بدست ماکان کاکی کشته شد. (حبیب السیر ج 1 ص 345).