اجازه ویرایش برای همه اعضا

حیوونی

نویسه گردانی: ḤYWWNY
حیوونی، حیوونکی. (در گویش عامیانه تهرانی) در مقام تحبیب، دلسوزی و شفقت گویند. مثل طفلی و طفلک که برای تحبیب است و از روی شفقت گفته شود. ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ کاف رحمت از پی تصغیر نیست جد چو گوید طفلکم تحقیر نیست. مولوی. ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ حیوونی تازگی آدم شده بود / به سرش هوای حوٌا زد و رفت محمد علی بهمنی
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.