اجازه ویرایش برای همه اعضا

وجه

نویسه گردانی: WJH
وجه /vajh/ ۱.بالا، روش. ۲. کچل. ////////////////// اَبرِ آذاری سرآمد بادِ نوروزی وزید سمِی نخواهم طرِب که می‌گوید گوجه ///////////////// حافظ ۳. غلضت؛ سیب
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۵۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
غیر قابل انجام -
وَجه اِلتزام. شرط جزاء، شرط جزائی. رجوع شود به وجه و التزام کردن. (حقوق) مبلغی است که متعاقدین در حین انعقاد عقد به موجب توافق (خواه ضمن همان قرارداد ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
لله وجه سرا. [ ل َ ل َ وَ ج ِ س َ ] (اِخ ) نام دهی جزء دهستان حسن کیاده بخش آستانه ٔ شهرستان لاهیجان ، واقع در بیست هزارگزی شمال آستارا، کنار ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
وجه تسمیه : ایل کلهر از بزرگترین ایلات کُرد ایران است که از آغاز تشکیل حکومت و تمدن در کوهپایه های زاگرس سکونت داشته اند. کلهر: این واژه را بصورت &quo...
وجه تسمیه : ایل کلهر از بزرگترین ایلات کُرد ایران است که از آغاز تشکیل حکومت و تمدن در کوهپایه های زاگرس سکونت داشته اند. کلهر: این واژه را بصورت &quo...
وجه تسمیه : ایل کلهر از بزرگترین ایلات کُرد ایران است که از آغاز تشکیل حکومت و تمدن در کوهپایه های زاگرس سکونت داشته اند. کلهر: این واژه را بصورت &quo...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۶ ۳ ۴ ۵ ۶ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.