اجازه ویرایش برای همه اعضا

حجاز

نویسه گردانی: ḤJAZ
حجاز. {حِ}. (ا. خاص). حجاز نام گوشه‌ایست در آواز ابوعطا که پیشتر نام یک مقام در موسیقی مقامی ایرانی، ترکی و عربی بوده است. حجاز در موسیقی عربی با حجاز در موسیقی ایرانی دارای تفاوت است.[۱] مورد استفادهٔ آوازخوانیِ مقام حجاز برای مناجات مذهبی و خواندن قرآن بوده‌است و امروزه جزئی از آواز ابوعطاست که آن هم از متعلقات دستگاه شور است و در عین حال، گام ابوعطا و حجاز تفاوتی با شور ندارد. فرود حجاز روی نت پایه شور است. گام شور لا از این نت‌ها تشکیل شده‌است: لا، سی کُرُن، دو، ر، می، فا، سل، لا. پس فرود حجاز در «شور لا» روی نت لا است. حجاز می‌تواند به عنوان دستگاه موسیقی مجزایی از ابوعطا باشد و در گذشته همین طور نیز بوده است. هرمز فرهت در کتاب خود دستگاه در موسیقی ایرانی اشاره می‌کند که حجاز قطعه‌ای آغازین از دستگاهی است که پس از ابوعطا اجرا می‌شود و نام مقام یا آواز از این قطعهٔ آغازین برداشته شده است. همچنین دلیل اینکه حجاز بعد از ابوعطا قرار می‌گیرد و نواخته می‌شود، قرارداشتن در گام صوتیِ بالاتری از ابوعطاست که بر طبق سنت و جریان اجرای موسیقی سنتی، نوازندگان از پایه و بم شروع کرده و به اوج یا صداهای زیرتر می‌رسند.[۲] حجاز ضربی جستارهای وابسته فاصله موسیقایی تاریخ موسیقی ایران گوشه دستگاه منابع روح‌الله خالقی (۱۳۸۶)، «فصل هشتم: متعلقات شور»، نظری به موسیقی ایرانی، تهران: رهروان پویش، ص. ۱۳۰، شابک ۹۶۴-۹۶۸۲۶-۰-۰ فرهت، هرمز (۱۳۹۴). دستگاه در موسیقی ایرانی. ترجمهٔ مهدی پورمحمد. تهران: پارت. ص. ۶۷,۶۸. شابک ۹۶۴-۵۶۶۴-۲۳-۳. نبو موسیقی سنتی ایرانی دستگاه‌ها شور • همایون • سه‌گاه • چهارگاه • راست‌پنج‌گاه • نوا • ماهور آوازها آواز ابوعطا • آواز دشتی • آواز افشاری • آواز بیات ترک (بیات زند) • آواز بیات اصفهان • آواز بیات کرد • آواز شوشتری (در برخی منابع) مقام‌ها عشاق • نوا • بوسلیک • راست • عراق • اصفهان • زیرافکند • بزرگ • زنگوله • رهاوی • حسینی • حجاز ردیف‌ها ردیف میرزا عبدالله • ردیف آقا حسینقلی • ردیف موسی معروفی گوشه‌ها بسته‌نگار • حجاز • حزین • داد • دلکش • شکسته • دیلمان • کرشمه • دوگاه • حصار تئوری موسیقی ادوار • تحول مقام به دستگاه • نت آغاز • نت شاهد • نت ایست • نت متغیر • فرود • فواصل فرم‌ها پیش‌درآمد • رنگ • تصنیف • چهارمضراب • آوازی • مرکب‌نوازی رده‌ها: دستگاه شورگوشه‌های موسیقی ایرانی موسیقی ایرانیموسیقی مقامی آذربایجانی این صفحه آخرین‌بار در ‏۲۰ آوریل ۲۰۲۱ ساعت ‏۲۰:۵۸ ویرایش شده‌است.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
حجاز. [ ح ِ ] (ع اِ) هرچه بدان میان بندند وقت برچیدن دامن . (منتهی الارب ). || ریسمانی که بپای و کمر شتر بندند تا علاج زخم او کرده شود....
حجاز. [ ح ِ ] ۞ (اِخ ) سرزمین معروف . مکة و مدینة و طائف و روستاهای آنها. و از آنروی بدین ناحیت حجاز گویند که حاجز و فاصل و حائل است میان ...
حجاز. [ ح ِ ] (اِخ ) نام پرده ای از دوازده پرده ٔ موسیقی . یکی از دوازده مقام موسیقی .و گفته اند که آن از زنگوله خیزد. نام پرده ٔ سرود و به ...
حجاز. [ ح ِ ] (اِخ ) ابن المر. چنانکه در حبیب السیر چ خیام ج 2 ص 140 آمده است . رجوع به حجازبن ابجر شود.
حجاز /hejāz/ ۱. گوشه‌ای در دستگاه شور. ۲. [قدیمی] از الحان قدیم ایرانی؛ حجازی؛ حجیز. فرهنگ فارسی عمید ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++...
امل حجاز. [ ] (اِخ ) دهی است از شهرستان اهواز با طول جغرافیایی 48 درجه و 30 دقیقه ، و عرض جغرافیایی 30 درجه و 49 دقیقه . (از فرهنگ آبادیه...
راست حجاز. [ ح ِ ] (اِ مرکب ) در اصطلاح موسیقی پرده ٔ حجاز. دایره ٔ حجاز. هدایت آرد: راست قدیماً پرده (دایره ) بوده است مانندراست پنجگاه و غی...
زبیدحجاز. [ زُ ب َ دِ ح ِ ] (اِخ ) زبید اکبر، شاخه ای از زبید (بطنی از قبیله ٔ مذحج ). (از صبح الاعشی قلقشندی ج 1 ص 327). رجوع به زبید و زبید...
بادیه ٔ حجاز. [ ی َ / ی ِ ی ِ ح ِ ] (اِخ ) بیابانی بحجاز. رجوع به حبیب السیر چ قدیم طهران ج 2 جزو 4 ص 193 شود.
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.