اجازه ویرایش برای همه اعضا

سبلان

نویسه گردانی: SBLAN
این واژه در سنسکریت صبلیمن śabaliman و به معنی متنوع، رگه رگه بوده است؛ زیرا در دامنه ی این کوه، چشمه ی آب گرم و آب سرد با فاصله ی نزدیک یک متر از هم دیده می شود؛ یعنی یک رگه ی آن گرم و رگه ی دیگرش سرد است. Nadine Stchoupak. Luigia. Nitti. Louis Renou. Dictionnaire sanskrit-français. Librairie d'amérique et d'orient. Paris: 1959. فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
سبلان . [ س َ ب َ ] (اِخ ) لقب سالم مولی مالک بن اوس و ابراهیم بن زیاد و خالدبن عبداﷲ شیخ خالدبن دهقان . (منتهی الارب ).
سبلان . [ س َ ب َ ] (اِخ ) سولان ، و آن کوهی باشد نزدیک اردبیل . (برهان ). کوهی است عظیم و بلند در حوالی اردبیل و بشرافت مشهور و بسیاری از ا...
سبلان کندی . [ س َب َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مشکین باختری بخش مرکزی شهرستان خیاو واقع در 12 هزارگزی جنوب خیاو و 10 هزارگزی شوسه ٔ خ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.