اجازه ویرایش برای همه اعضا

ژرمن

نویسه گردانی: ŽRMN
این واژه در سنسکریت صرمن śarman و به معنی پشتیبانی و پشت و پناه بودگی می باشد. و واژه صرمنیه دصه śarmaṇya-deśa (سرزمین پشتیبان، پذیرنده ی پناهجو) به کشور آلمان گفته می شد. همچنین به کسی که در آلمان متولد شده صرمنیه صییه śarmaṇya-śeyya گفته می شد.*** ** Williams Monier Monier. A Sanskrit-Englishe Distionary. Oxford 1964.** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۶ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) نامی که به ساکنین ژرمانی یا آلمان اطلاق می شود. این قوم چنانکه از اخلاق و زبان و صورت ظاهر آنان پیداست از نژاد...
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) اگوست . نام مورخ و رمان و نمایشنامه نویس فرانسوی . مولد پاریس بسال 1862 و وفات در همانجا بسال 1915 م .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) اگوست ژان . نام کنت ِ مونت فرت و سیاستمدار فرانسوی . مولد پاریس بسال 1786 و وفات در همانجا بسال 1821 م .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) الکساندر شارل .نام مورخ فرانسوی . مولد بسال 1809 در پاریس و وفات بسال 1887 م . در مونت پلیه . او را آثار بسیاری است .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) پیر ژرمن اول . نام زرگر معروف فرانسوی (1647-1684 م .).
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) پیر دوّم . نام زرگر معروف فرانسوی (1722-1797 م .). وی را بسبب اقامت در رُم رومی گویند. رسالتی در اصول فن زرگری دا...
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) سوفی . نام ریاضی دان فرانسوی . مولد پاریس بسال 1776 و وفات در همانجا بسال 1831 م .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) نام اسقف اکسر ۞ و متولد در همان شهر در حدود سال 390 و متوفی در راوِن بسال 448 م . ذکران او روز 31 ژوئیه است...
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) نام اسقف پاریس . مولد در نزدیکی اُتُن بسال 496 و وفات در پاریس بسال 576 م . ذکران وی روز 28 ماه مه است .
ژرمن . [ ژِ م َ ] (اِخ ) (قدیس ) او را ژرمن کوزَن گویند. وی در پیبراک نزدیکی تولوز بسال 1579 م . متولد شد و بسال 1601 در همانجا درگذشت . مقبره ...
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.