اجازه ویرایش برای همه اعضا

لوو

نویسه گردانی: LWW
لُوو در گویش رودباری به معنای دهان است
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۳۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۹ ثانیه
دورسونخواجه لو. [ س ُ خوا / خا ج َ ] (اِخ ) از ایلات ساکن اطراف اردبیل . (از جغرافیای سیاسی کیهان ص 106). از ایلات اطراف اردبیل و مرکب از 3...
قشلاق محبعلی لو. [ ق ِ م ُ ح ِ ع َ ] (اِخ ) قشلاقی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در 30 هزارگزی شمال آبش احمدلو، کنار راه ارابه...
علی آباد زیره لو. [ ع َ دِ رَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان طارم بالا از بخش سیردان شهرستان زنجان واقع در 62 هزارگزی باختر سیردان و 27 هزارگزی ...
ناچیدهولاویران لو. (اِخ ) از دهات دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه و در پنج هزارگزی جنوب غربی قره آغاج و 25 هزارگزی جنوب جاده...
وایقان آئینه لو. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان میشه پاره ٔ بخش کلیبر شهرستان اهر، واقع در 20هزارگزی شوسه ٔ اهر به کلیبر، دارای 392 تن سکن...
شال عبدالرحمن لو. [ ع َ دُرْ رَ ما ] (اِخ ) دهی از دهستان اوچ تپه بخش ترکمان شهرستان میانه . دارای 118 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن...
قشلاق محمدصالح لو. [ ق ِ م ُح َم ْ م َ ل ِ لو ] (اِخ ) قشلاقی جزء دهستان گرمادوز بخش کلیبر شهرستان اهر واقع در 46 هزارگزی شمال کلیبر و 46 هزارگ...
لِو داویدوویچ لاندائو (به روسی: Лев Давидович Ландау) زاده ۲۲ ژانویه ۱۹۰۸، باکو - درگذشته ۱ آوریل ۱۹۶۸، مسکو)، فیزیکدان یهودی‌تبار شوروی بود، که خدمات...
رحیم خان چلبیان لو. [ رَ چ َ ل َبیا ] (اِخ ) ملقب به سردار نصرت ، دشمن معروف مشروطه طلبان که در تمام مدت سلطنت محمدعلیشاه قاجار (1324-1327 ...
« قبلی ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ صفحه ۱۴ از ۱۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.