اجازه ویرایش برای همه اعضا

کمال

نویسه گردانی: KMAL
کمال: داشتن همه ی ویژگی های ایده آل و پایدار در یک یا چند زمینه ی معین.(https://www.cnrtl.fr/definition/perfection) همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: آسکِت āsket (اوستایی: آسکتی āsketi)، اسپاتیاک espātyāk (سغدی: اسپتیاک espatyāk)، آپن āpan (اوستایی: آپنه āpana)، اسپور éspur (پهلوی: spur).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
کمال اصفهانی . [ ک َ ل ِ اِ ف َ ] (اِخ ) رجوع به کمال الدین اسماعیل شود.
کمال پذیرفتن . [ ک َ پ َ رُ ت َ ] (مص مرکب ) کمال یافتن . کمال گرفتن . به حد تمامیت رسیدن : اندرسفر بلند همی گردد آفتاب اندرسفر کمال پذیرد هم...
حس برتری داشتن بردیگران، مباهات کردن،
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
حسین آباد کمال . [ ح ُ س ِ دِک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان تحت جلگه بخش فدیشه شهرستان نیشابور. واقع در 18هزارگزی شمال فدیشه . ناحیه ای است...
باغ شیخ کمال . [ غ ِ ش َ ک َ ] (اِخ ) باغی بوده است در هرات منسوب به شیخ کمال خجندی که ظاهراً بعدها بصورت مزار درآمده است : مزارش [کم...
کمال آباد بالا. [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان فراهان پایین است که در بخش فرمهین شهرستان اراک واقع است و 197 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغراف...
ابن کمال پاشا. [ اِ ن ُ ک َ ] (اِخ ) رجوع به کمال پاشازاده شود.
کمال پاشازاده . [ ک َ دَ / دِ ] (اِخ ) شمس الدین احمدبن سلیمان مشهور به کمال پاشازاده از علمای مشهور عثمانی و از مردم ادرنه است . جدش از ا...
کمال آباد پایین . [ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان فراهان پایین است که در بخش فرمهین شهرستان اراک است و 428 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیای...
« قبلی ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ صفحه ۱۱ از ۱۳ ۱۲ ۱۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.