اجازه ویرایش برای همه اعضا

تنقیه

نویسه گردانی: TNQYH
(روده شویی از راه روده ی بزرگ) همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: جوموس jumus (گیلکی: jumux)*** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۱ ثانیه
تنقیه . [ ت َ ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِمص ) پاکی و صافی و پاک و پاک کردن و لاروب کردن . (ناظم الاطباء). پاک کردن . پاکیزه کردن . تنظیف . (یادداش...
تنقیه شدن . [ ت َ ی َ / ی ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) پاک شدن و صاف گشتن . (ناظم الاطباء). پاک شدن روده از پلیدی و قنات از گل ولای براثر تنقیه ک...
تنقیه کردن . [ ت َ ی َ / ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاک و پاکیزه و صاف کردن . (ناظم الاطباء) : سبح ﷲ هست اشتابشان تنقیه ٔ تن می کند ازبهر جان . ...
تنقیه دادن . [ ت َ ی َ / ی ِ دَ ] (مص مرکب ) مسهل دادن و حقنه دادن . (ناظم الاطباء). رجوع به تنقیه شود.
تنقیه ٔقنات . [ ت َ ی َ / ی ِ ی ِ ق َ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) پاک کردن و لاروب کردن قنات . (از ناظم الاطباء). بیرون آوردن گل ولای از مجاری ...
تنقیح . [ ت َ ] (ع مص ) مغز استخوان بیرون کردن . (تاج المصادر بیهقی ). مغز بیرون کردن از استخوان . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از...
تنقیة. [ ت َ ی َ ] (ع مص ) پاک کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). پاک و صا...
تنقیح طلب .[ ت َ طَ ل َ ] (نف مرکب ) هر امری که تحقیق و تفتیش در آن لازم باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به تنقیح شود.
تنقیح مناط در متون حقوقی و فقهی کاربرد دارد تقریبا می توان گفت به معنی بهترین و اصلیترین دلیل را مشخص کردن از میان دلایل و قراین مختلف در رابطه با یک...
تنقیح کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پاک و پاکیزه کردن از زواید و عیوب و خالص کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به تنقیح شود.
« قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.