اجازه ویرایش برای همه اعضا

شعاع

نویسه گردانی: ŠʽAʽ
1 -شعاع (اشعه): همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: پرتو، تابش (دری) بَراز (مانوی: brāz) 2- شعاع (وسعت؛ مانند شعاع دید): همتای پارسی: میدان، گستره (دری) اَنگاف (خراسانی) 3- شعاع (در هندسه) اِسپیز (پهلوی: spiz)*** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
منصورآباد شعاع السلطنه . [ م َ دِ ش ُ عُس ْ س َ طَ ن ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان غار است که در بخش ری شهرستان تهران واقع است و 288 تن سکنه دار...
حسین آباد شعاع السلطنه . [ ح ُ س ِ دِ ش َ عُس ْ س َ طَ ن َ ] (اِخ ) دهی است جزءدهستان غار بخش ری شهرستان تهران . واقع در 2هزارگزی شمال ری ، سر ...
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.