قلب
نویسه گردانی:
QLB
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: شانج ŝānj (سغدی: ŝānc) زرژ zarž (سغدی: ذرژی żreži)
واژه های همانند
۳۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۶ ثانیه
غلب . [ غ ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَغلَب . (منتهی الارب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (تاج العروس ). ستبرگردنان .(از ترجمان علامه ٔ جرجانی ). رجوع به ا...
غلب . [غ ُ ل ُ ] (اِ) یک پری دهان از آب یا مایعی دیگر، به مقدار یک بار فروبردن آب یا مایعی دیگر: دو غلب آب .