کند
نویسه گردانی:
KND
kond: این واژه در سنسکریت کونته kunth و فعلی است به این معنی ها: 1ـ کُند ـ کند ذهن ـ ضعیف ـ کودن ـ خنگ ـ اسکل ـ خرفت ـ ببو ـ دَبنگ ـ مشنگ ـ گاگول ـ احمق بودن. 2ـ لنگ ـ چلاق ـ فلج ـ معلول ـ علیل بودن. 3ـ تنبل بودن. 3 - زخمی ـ مجروح کردن، آسیب ـ صدمه زدن، لطمه وارد کردن 4ـ رنج ـ درد کشیدن. در سغدی: kundag؛ اوستایی: kunda؛ پهلوی: kundiv؛ پارتی: akundag با همان معنی های سنسکریت.
واژه های همانند
۱۶۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
تازه کند. [ زَ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش صومای شهرستان ارومیه است که در 17500گزی شمال هشتیان و 8هزارگزی باختر راه ارابه رو باژر...
قوچی کند. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان چهاراویماق بخش قره آغاج شهرستان مراغه ، سکنه ٔ آن 291 تن . آب آن از چشمه سارها و محصول آن غلات ...
عیسی کند. [ سا ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان آختاچی بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد با 359 تن سکنه . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و توتون و حبوب ...
ساری کند. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان رودبار بخش ماه نشان شهرستان زنجان ، واقع در 33 هزارگزی شمال ماه نشان ، و یک هزارگزی راه مالرو ...
ساری کند. [ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کله بوز بخش مرکزی میانه شهرستان میانه ، واقع در 22 هزارگزی جنوب میانه ، و 18 هزارگزی راه شوسه ٔ...
داهی کند. [ ک َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان سیریک بخش میناب . سر راه مالروجاسک به میناب با 10 تن سکنه . مزارع زن بند، شور و راهگا جزء ا...
تیشه کند. [ ش ِ ک َ ] (اِخ ) دهی از بخش آبدانان است که در شهرستان ایلام واقع است و 227 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).
هاچه کند. [ چ َ ک َ ] (اِخ ) دهی از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل که در 38 هزارگزی شمال گرمی و 8 هزارگزی راه شوسه گرمی به بیله ...
گوجه کند. [ گُو ج َ / ج ِ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خسروآباد شهرستان بیجار واقع در 21000 گزی شمال خسروآباد و 10000 گزی جنوب باختر شوسه ٔ ...
گرام کند. [ گ ِ ک َ ] () صاحب الفاظ الادویه گوید: به کسر اول با ثانی و الف و سکون میم وفتح کاف و سکون نون با دال مهمله استهول کند (؟).