کمک
نویسه گردانی:
KMK
(شبه جمله) به معنی کمک کنید، به دادم برسید. (فرهنگ بزرگ سخن)
واژه های همانند
۱۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
یعنی کمکی که کمک کننده انتظار برگشت آن را ندارد ؛ یاری رساندن بدون هیچ چشم داشتی .
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
دستگاهی ست زیر زانوبند که برای افراد کم توانی که بر اثر سکته و یا ضربه ی مغزی نیمه ی راست یا چپ تن آنان به خوبی حرکت و کار نمی کند و دجار پای آوی...
کمک خواستن . [ ک ُ م َ خوا / خا ت َ ] (مص مرکب ) مدد خواستن از کسی . (فرهنگ فارسی معین ). کمک طلبیدن .
کمک طلبیدن . [ ک ُ م َ طَ ل َ دَ ] (مص مرکب ) کمک خواستن . (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کمک خواستن شود.