اجازه ویرایش برای همه اعضا

رعد

نویسه گردانی: RʽD
همتای پارسی این واژه ی عربی، به ترتیب کمی بخش یا سیلاب، اینهاست: گورم gurm (کردی) وانت vānt (سنسکریت: dvānta) تندر tondar (دری) گیریناک girināk، (پهلوی: grināk) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۵ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
راد شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) جوانمرد شدن . بخشنده شدن . سخا. سخاوت . (تاج المصادر بیهقی ). رادی .
عالی ترین مرتبه از جوانمردی
به معنی مرد سخی و جوانمرد در جهان می باشد
احمد سعید حق‌پرست راد (۴ آبان ۱۳۲۳ – ۱ مرداد ۱۴۰۳) بازیگر ایرانی بود. او فعالیتش را پیش از انقلاب ۱۳۵۷ آغاز کرد و در آن زمان برای بازی در صبح روز چهار...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.