حرف
نویسه گردانی:
ḤRF
1 -حرف harf (هر یک از نشانه های الفبا)؛ همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: واج vāj (دری) وِژ (بختیاری) اوژاک užāk (سغدی) 2 - حرف (کلام، صحبت)؛ همتای پارسی اینهاست: سخن (دری) ژا žā (سغدی: žāy) فچ fec (لکی) پاراو pārāv (کردی). 3 -حرف heraf (مشاغل)؛ همتای پارسی این است: هَرگان (پهلوی) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۲۲۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
حرف سهل . [ ح َ ف ِ س َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرف سرد. (مجموعه ٔ مترادفات ص 209).
حرف شبه . [ ح َ ف ِ ش َ ب َه ْ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) رجوع به حرف تشبیه شود.
حرف شنوی . [ ح َ ش ِ ن َ ] (حامص مرکب ) حالت آدم حرف شنو. رجوع به حرف شنو شود.
حرف صفت . [ ح َ ف ِ ص ِ ف َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: دال و الف و راء است که در اواخر بعضی اسامی معنی صفت دهد، چنانکه آبدا...
حرف خشک . [ ح َ ف ِ خ ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرف سرد. (مجموعه ٔ مترادفات ص 209). سخن از روی بی علاقگی و بر طبق فرمول و مقررات .
حرف خلق . [ ح َ ف ِ خ َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) به اصطلاح علم جفر، حرف ظلمانی . در مقابل حرف حق و حرف نورانی . رجوع به حرف نورانی شود...
حرف دعا.[ ح َ ف ِ دُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شمس قیس گوید:و آن الفی و دالی است که در اواخر افعال معنی دعا دهد، چنانکه برساد و بدهاد و ص...
حرف ربط. [ ح َ ف ِ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) شمس قیس گوید: کلمه ای است که دو جمله را بهم می پیوندد و در اصطلاح صرف عربی آنرا حرف عطف ...
حرف رخو. [ ح َ ف ِ رَخ ْوْ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به حرف شدید شود.
حرف ردع . [ ح َ ف ِ رَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حرف زجر. حرف منع. در زبان عرب مانند کلا. رجوع به حرف (اصطلاح نحو) و به کشاف اصطلاحات ال...