عصیان
نویسه گردانی:
ʽṢYAN
همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: خودسری، سرکشی، سرپیچی، نافرمانی، شورش، گردنکشی (دری) ویستمب vistamb (پارتی) بیراغ beyrāq (بلوچی).
واژه های همانند
۱۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۵ ثانیه
عثیان . [ ع ِث ْ ] (ع اِ) کفتار نر. (منتهی الارب ).
آسیان . (اِخ ) ج ِ آسی . مردمان مملکت آس . - زبان آسیان ؛ لهجه ای از زبان فارسی قدیم : دَنَه ؛ نام زن است به زبان آسیان . (فرهنگ اسدی ، خط...
اسیان . [ اَس ْ ] (ع ص ) اندوهگین .
اسیان . [ اُ ] (اِخ ) ۞ شاعری اساطیری از اهالی اسکاتلند، در مائه ٔ سوم میلادی ، پسر فن گال ، پادشاه مُروِن . گویند در محاربه ٔ با رومیان شرکت ...