اجازه ویرایش برای همه اعضا زعفران

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، اینهاست: 1ـ کاویرا kâvirâ (سنسکریت: kâvera) 2ـ کرکوم karkum (سغدی: kurkumb) **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
16 مورد، زمان جستجو: 0.19 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران

زعفران . [ زَ ف َ ] (ع اِ) ۞ گیاهی است پایا و بصلی از تیره ٔ زنبقها، دارای ساقه ٔ زیرزمینی که از دو پیاز خارج می شوند. پیازهای آن سخت و م...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران

زعفران . [ زَ ف َ ] (اِخ ) دهی از دهستان دی جویجین است که در بخش مرکزی شهرستان اردبیل واقع است و 360 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران

زعفران . [ زَ ف َ ] (اِخ ) دهی از دهستان منصوری است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 490 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایر...
اجازه ویرایش برای همه اعضا

زعفران

این واژه اربی است و پارسی آن کرکوم karkum می باشد که در سنسکریت kun-kuma و در پهلوی kurkum و در زبان سغدی kurkumb بوده است. کرکوم (زعفـــــران) را از ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تنگ زعفران

تنگ زعفران . [ ت َ زَ ف َ ] (اِ مرکب ) برگهای زرد که در خزان می ریزد. (آنندراج ). برگهای زردی که در پاییز از درخت می ریزد. (ناظم الاطباء).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران بار

زعفران بار. [ زَ ف َ ] (نف مرکب ) شادی آور. مطبوع . خوشبوی : آبش ز لطافت انگبین واربادش ز نشاط زعفران بار.(از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 10).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران رنگ

زعفران رنگ . [ زَ ف َ رَ ] (ص مرکب ) برنگ زعفران . زعفرانی . زردرنگ : زعفران رنگ نماید سر سکباش ولیک گونه ٔ خرمگس است آنکه ز سکبا بینند.خاقانی...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران ریز

زعفران ریز. [ زَ ف َ ] (نف مرکب ) کنایه از بسیار زرد رنگ که گوئیا به سبب وفور رنگ زرد از وی ریخته می گردد و می تواند که بمعنی اثر زعفران ب...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران زار

زعفران زار. [ زَ ف َ ] (اِ مرکب ) از عالم ارغوان زار. (آنندراج ). زمینی پر از زعفران . زمینی که در آن زعفران کشته باشند.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زعفران کلا

زعفران کلا. [ زَ ف َ ک َ ] (اِخ )دهی از دهستان مشهد گنج افروز است که در بخش مرکزی شهرستان بابل و دوازده هزارگزی جنوب بابل واقع است و 270 ت...
۱ ۲
۱۶ مورد، صفحه ۱ از ۲
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید