اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد گر

گر. [ گ َ ] (اِ) این کلمه اوستایی و بمعنی کوه است و در یسنا 1 فقره ٔ 14 و یسنا 2 فقره ٔ 14 و یسنا 3 فقره ٔ 16 و غیره آمده . در دو سیروزه ٔ کوچک و بزرگ در فقره ٔ 28 زمین ایزد نیک کنش و کوه اوشیدرن و همه ٔ کوههای رفاهیت راستی بخشنده و فر کیانی مزدا آفریده یکجا ذکر شده است . در این هشت فقره کلمه ٔ گری ۞ (= گئیری در اوستا) از برای کوه استعمال شده که در پهلوی گر گویند... کیومرث را نیز در فارسی گرشاه یعنی پادشاه کوه نامند. (یشتها پورداود ج 2 ص 308).
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
229 مورد، زمان جستجو: 0.28 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ َ ] (پسوند) مرادف گار باشد، همچون : آموزگار و آموزگر که از هر دو معنی فاعلیت مفهوم میگردد. (برهان ). استعمال این لفظ در چیزی کنند که ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ َ ] (حرف ربط و شرط) مخفف اگر، و کلمه شرطیه است . کردی گر ۞ (اگر). (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ) : گر خدو را بر آسمان فکنم بی گمانم که...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ َ ] (اِ) مقصودو مراد. (برهان ) (آنندراج ) (جهانگیری ) : سپهر آراسته عیشت جهان افروخته عمرت بمجد و فخر وجاه و بخت و عز و نام و کام و گر...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ َ ] (اِ) نام جوشی است مشهور که به عربی جرب گویند. (برهان ). در استعمال قدما به معنی بیماری مشهور است و در تداول امروزی ، بمعنی مب...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ ُ ] (اِخ ) نام رودخانه ای است در سرحد ملک غزان و به این معنی با کاف تازی مشهور است . (برهان ). نام رودی است در کشور بردع : بهشتی...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ َ ] (اِخ ) کوهی است در جنوب شرقی بوشهر و کوه نمک . (جغرافیای طبیعی کیهان ص 55).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

گر

گر. [ گ َ ] (اِخ ) مرکز دهستان کوه شهری بخش کهنوج شهرستان جیرفت ، واقع در 160000گزی جنوب کهنوج و 25000گزی خاور راه فرعی کهنوج به میناب وا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تل گر

تل گر. [ ت ُ گ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان همایجان است که در بخش اردکان شهرستان شیراز واقع است و 262 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایرا...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ده گر

ده گر. [ دِه ْ گ َ ] (ص مرکب ، اِ مرکب ) دهقان . (ناظم الاطباء). به معنی باشنده ٔ ده است . (از آنندراج ). و رجوع به دهقان شود.
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

دیگ گر

دیگ گر. [ گ َ ] (ص مرکب ) آنکه دیگ سازد. قدار. (ملخص اللغات حسن خطیب ).
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ... »
۲۲۹ مورد، صفحه ۱ از ۲۳
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید