اجازه ویرایش برای همه اعضا ترتیب

این واژه عربی است و پارسی جایگزین، این است: آراگ ãrâg (اوستایی: ãrâż) **** فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
  • واژه های قبلی
  • واژه های بعدی
واژه های همانند
9 مورد، زمان جستجو: 0.19 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترتیب

ترتیب . [ ت َ ] (ع مص ) ثابت و استوار گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (از المنجد): و بحضرت سلطان رفت و سلطان در ترتی...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترتیب وار

ترتیب وار. [ ت َ ] (ص مرکب ) مرتب و باترتیب . (ناظم الاطباء).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حرف ترتیب

حرف ترتیب . [ ح َ ف ِ ت َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) حرفی که از عدد اصلی ، عدد ترتیبی سازد، و آن «ام » است که درپایان اعداد فارسی درآید. شمس ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترتیب داده

ترتیب داده . [ ت َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) منظم و نیورادداده . (ناظم الاطباء). مرتب . ترتیب داده شده . (فرهنگ نظام ).
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترتیب کردن

ترتیب کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ترتیب دادن . (ناظم الاطباء). || در شواهد زیر بمعنی فراهم کردن ، گرد آوردن و نظم دادن آمده است : و ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترتیب دادن

ترتیب دادن . [ ت َ دَ ] (مص مرکب ) راست کردن و آراسته کردن . (ناظم الاطباء) : تا مصارعت کردند و مقامی منیع ترتیب دادند. (گلستان ).آنچه بر ش...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نظم و ترتیب

نظم و ترتیب . [ ن َ م ُ ت َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) آراستگی . انتظام . سامان . || سخن منظوم : بماند سالها این نظم و ترتیب ز ما هر ذره خاک ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترتیب نهادن

ترتیب نهادن . [ ت َ ن ِ / ن َ دَ ] (مص مرکب ) نظام نهادن . رسم گذاردن و انجام دادن کاری بر آئین نظم : خواجه احمد بدیوان آمدو بنشست و شغل ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ترطیب

ترطیب . [ ت َ ] (ع مص ) تر کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). تر کردن جامه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تر کردن و تری در مزاج آوردن ....
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید