اجازه ویرایش برای همه اعضا خوسف

ریشه این واژه به زبان گرجی برمی گردد. خوس به معنی زمین و اف از زبان روسی گرفته شده و به معنی زاده است. خوسف به معنی زمین زاده. این واژه اولین بار توسط آریائی های مهاجر از گرجستان استفاده شد. گرجی های مهاجر که به دلیل تجارت از گرجستان به مقصد هند از بیرجند عبور می نمودند به دلیل جنگهای محلی در شرق نهبندان امروزی متواری شده و در جنوب بیرجند در منطقه ای که امروزه خوسف نامیده می شود ساکن شدند. توسعه خوسف به شکل امروزی مدیون این مهاجرین می باشد. مهاجران گرجی بعدها از مسیر طبس گلشن به یزد و بعدها به استان های اصفهان و کرمان مهاجرت نمودند. دین اصلی این مهاجرین زرتشتی بود. آریایی های مهاجر بعدها به خوسفی و خوسفیان در این مناطق مشهور شدند.
واژه های همانند
5 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژهمعنی
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خوسف

خوسف . (اِخ ) نام ناحیتی است به بیرجند و بدانجا درخت اناری است که محیطتنه ٔ آن متجاوز از 80 سانتیمتر است و هر سال 400 کیلوگرم بار میدهد. (...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خوسف

خوسف . [ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند که در جنوب باختری بیرجند بر سر راه اتومبیل رو بیرجند به خوسف واقع است با مختصات ج...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خوسف

خوسف . [ ] (اِخ ) دهستانی است از بخش خوسف شهرستان بیرجند، واقع در 42هزارگزی شهر بیرجند و از 116 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و جمع نفوس ...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

خوسف

خوسف . [ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان ، واقع در شمال باختری راور و خاور راه فرعی کوهبنان به یزد. راه آن م...
اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

نصرآباد خوسف

نصرآباد خوسف . [ ن َ دِ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش خوسف شهرستان بیرجند. در 2 هزارگزی شمال خوسف بر سر راه بیرجند به خوسف ، در...
نظرهای کاربران

تعداد کاراکتر باقیمانده: 1000
نظر خود را وارد کنید