گفتگو درباره واژه گزارش تخلف آمور نویسه گردانی: ʼAMWR آمور. (اِخ ) ۞ نام رودی بزرگ ، فاصل سیبریا و منچوری ، و آن را ساخالین نیز نامند. واژه های قبلی و بعدی واژه های همانند ۱۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه واژه معنی امور امور. [ اُ ] (ع اِ) ج ِ امر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). کارها و عملها و کردارها. (ناظم الاطباء). کارها. (از آنندراج ). کارها. عملها... امور امور. [ اَ ](اِخ ) پسر کنعان بن نوح بود. رجوع به اموریون شود. عمور عمور. [ ع ُ ] (ع مص ) لازم گرفتن شخص ، مال یا منزل خود را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). عَمارة. رجوع به عمارة شود. || پرستیدن پرور... عمور عمور. [ ع ُ ] (ع اِ) ج ِ عَمر. رجوع به عَمر شود. || ج ِ عُمر. رجوع به عُمر شود. || ج ِ عَمرو. رجوع به عَمرو شود. امور عامه امور عامه . [ اُ رِ عام ْ م َ / م ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) ۞ آنست که اختصاص بقسمی از اقسام موجودات یعنی واجب و جوهر و عرض نداشته باشد ... امور کلیه امور کلیه . [اُ رِ ک ُل ْ لی ی َ/ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در اصطلاح سالکان ، آنرا گویند که ممکن نباشد راندن و دور کردن آن از عقل و هم ی... امور حسبیه امور حسبیه کارهایى هستند که مشروعیت آنها حتمى است و از نظر شرع مقدس اسلام باید انجام شوند و مسؤولیت آن هم متوجه شخص خاصى نیست، مانند امر به معروف و نه... امور ابداعی امور ابداعی . [ اُ رِ اِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) خواجه نصیرطوسی در اساس الاقتباس (ص 355) در مبحث اصناف علل از فن منطق گوید: علتها باشد که ... امور طبیعیه امورطبیعیه . [ اُ رِ طَ عی ی َ/ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در اصطلاح طب قدیم ، عبارت از مقدمات یا مبادیی است که هستی و قوام وجود آدمی بر... امور اتفاقیه امور اتفاقیه . [ اُ رِ اِت ْ ت ِ قی ی َ/ی ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در اصطلاح فلسفه اموری است که نه دائمی و نه بطور اکثر باشد. رجوع به د... تعداد نمایش: 10 20 50 100 همه موارد « قبلی صفحه ۱ از ۲ ۲ بعدی » نظرهای کاربران نظرات ابراز شدهی کاربران، بیانگر عقیده خود آنها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست. برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید. ورود