ابعد
نویسه گردانی:
ʼBʽD
ابعد. [ اَ ع َ ] (ع ن تف ، ص ) دورتر. بعیدتر: ابعد من النجم ؛ اقصی . || خویش دور. || بیگانه . || خائن . خیانت گر. || (اِ) خیر و فایده . ج ، اباعد.
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۸۶ ثانیه
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان فیض آباد بخش فیض آباد شهرستان تربت حیدریه که در 12 هزارگزی جنوب فیض آباد قرار دارد. دشتی معتدل ...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بالارخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه ، که در 35 هزارگزی باختر راه شوسه ٔ عمومی مشهد به تربت حید...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نیم بلوک بخش قاین شهرستان بیرجند که در 53 هزارگزی شمال باختری قاین و 9 هزارگزی باختر راه شوسه...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان زهان بخش قاین شهرستان بیرجند که در 81 هزارگزی جنوب خاوری قاین و کنار راه اتومبیل رو اسفدن به ...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بیزکی بخش حومه ٔ شهرستان مشهد، که در 48 هزارگزی شمال باختری مشهد، کنار راه شوسه ٔ مشهد به قوچان ...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هرات و مروست بخش شهربابک شهرستان یزد، که در 72 هزارگزی شمال باختری شهربابک و پنج هزارگزی خاور...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شهربابک ، کنار راه عمومی . جلگه ای معتدل و دارای 200تن سکنه است . آب آنجا از قنات تأ...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آیدغمش بخش فلاورجان شهرستان اصفهان ، که در 35 هزارگزی جنوب باختری فلاورجان و سه هزاروپانصدگزی ر...
فتح آباد. [ ف َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مهتاب بخش حومه ٔ شهرستان اصفهان ، که در 24 هزارگزی شمال خاوری اصفهان و شش هزارگزی شمال را...
عوض آباد. [ ع َ وَ ] (اِخ ) دهی از دهستان شهرستان قهاب صرصر بخش صیدآباد شهرستان دامغان با 200 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، حبو...