اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابعد

نویسه گردانی: ʼBʽD
ابعد. [ اَ ع َ ] (ع ن تف ، ص ) دورتر. بعیدتر: ابعد من النجم ؛ اقصی . || خویش دور. || بیگانه . || خائن . خیانت گر. || (اِ) خیر و فایده . ج ، اباعد.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳,۷۳۷ مورد، زمان جستجو: ۱.۱۳ ثانیه
غازم آباد. [ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان مزدقانچای بخش نوبران شهرستان ساوه واقع در18 هزارگزی جنوب خاوری نوبران و 7 هزارگزی راه عمومی . آب و...
غازی آباد. (اِخ ) قصبه ای است در ایالت میرات از ایالات شمال غربی هند، در 45 هزارگزی از جنوب غربی میرات ، در ملتقای خط دهلی با خط آهنی که ...
غانم آباد. [ ن ِ ] (اِخ ) نام محلی در کردستان . (تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص 183).
غرق آباد. [ غ َ ](اِخ ) قصبه ای است جزء دهستان مزدقانچای بخش نوبران شهرستان ساوه ، که در 12هزارگزی خاور نوبران واقع شده ، و محلی است کوهست...
عیش آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان یامچی بخش مرکزی شهرستان مرند با 290 تن سکنه . آب آن از رودخانه . محصول آن غلات ، حبوب ، پنبه ، بادام...
عیش آباد. [ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ایل تیمور بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد با 205 تن سکنه . آب آن از چشمه . محصول آن غلات و توتون است . (از ...
عیش آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ خاوری شهرستان رفسنجان با 256 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات ، پسته ، پنبه و لبنیات ...
عیش آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی از دهستان تبادکان بخش حومه ٔ شهرستان مشهد با 137 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرا...
عیش آباد. [ ع َ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان یزد با 551 تن سکنه . آب آن از قنات . محصول آن غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1...
غسان آباد. [ غ َس ْ سا ] (اِخ ) از دیه های ساوه از رستاق ورّه . (تاریخ قم صص 119 - 140).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.