اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابن الوقت

نویسه گردانی: ʼBN ʼLWQT
ابن الوقت . [ اِ نُل ْ وَ ] (ع ص مرکب ) ابن وقت . آنکه بمقتضای وقت کار کند و سابقه و لاحقه را اعتبار نکند. زمانه ساز. || آنکه از حاضر تمتع جوید بی نظری بگذشته و آینده . ابن وقت :
لیک صافی فارغ است از وقت حال
صوفی ابن الوقت باشد در مثال .

مولوی .


صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق
نیست فردا گفتن از شرط طریق .

مولوی .


هست صوفی ّ صفا چون ابن وقت
وقت را همچون پدر بگرفته سخت .

مولوی .


|| بی وفا.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۱ ثانیه
ابن الوقت /'ebnolvaqt/ (صفت) [عربی] ۱. کسی که به مقتضای وقت و زمان کار می‌کند و وقت را غنیمت می‌شمارد؛ فرصت‌طلب. ۲. (تصوف) ویژگی صوفی‌ای که به زمان حا...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.