ابواسحاق
نویسه گردانی:
ʼBWʼSḤAQ
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) ابراهیم بن عمیر الجاشنی . یکی از رؤسای خوارج که پس از حمزة الخارجی خوارج در سیستان با او بیعت کردند، به سال 213 هَ . ق . و او مردی نیکوسیرت بود و غارت مسلمانان اعم از خارجی و جز آن روا نمی شمرد و ازین رو خوارج فرمان او نکردند و او از میان آنان بگریخت و به زره اندر شد بیکی کویل نی ، و خوارج به ابوعوف بن عبدالرحمن دست بیعت دادند. (تاریخ سیستان ص 180).
واژه های همانند
۱۰۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن جابر. رجوع به ابن جابر ابواسحاق ابراهیم شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن حبیب سقطی طبری . رجوع به ابراهیم بن حبیب سقطی ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن حبیب الفزاری . رجوع به فزاری ابواسحاق ابراهیم ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن حمادبن اسحاق . فقیه مالکی . رجوع به ابراهیم بن حمادبن اسحاق ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم زَجّاج . رجوع به زجّاج ابواسحاق ابراهیم شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم بن زهرون شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم سامانی شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) رجوع به ابراهیم ستنبه شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن سعدالدین حموی مکنی به ابن حمویه ٔ جوینی . رجوع به ابن حمویه ابراهیم ... شود.
ابواسحاق . [ اَ اِ ] (اِخ ) کنیت ابراهیم بن سعد زهری . رجوع به ابراهیم ... شود.