ابوطاهر
نویسه گردانی:
ʼBWṬAHR
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن حسن فضلویه . سرسلسله ٔ امرای هزاراسپی لرستان و آنان مدت دویست سال (543 - 740 هَ . ق .) در لرستان حکومت داشتند و به اتابکان لرستان یا آل فضلویه معروفند. ابوطاهر از طرف سلغریان مأمور نشاندن فتنه ٔلر بزرگ شد و در آنجا حکومت یافت و خاندان او از سلاطین مغول اطاعت کردند و چندی حکومت خوزستان نیز بآنان واگذارشد. مدت حکمرانی ابوطاهر از 543 هَ . ق . تا حدود سی وچهار سال بود. رجوع به حبط ج 2 ص 102 شود.
واژه های همانند
۷۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن عبدالرحمن بن عباس . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن علی بن محمدبن علی . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ] (اِخ ) محمدبن محمد الأوسی . رجوع به محمد... شود
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن محمدبن عبدالرشید سجاوندی . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن محمدبن مخمش زیادی . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن محمد دبّاس بغدادی . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن یعقوب بن محمدبن یعقوب بن ابراهیم بن عمربن ابی بکربن محمودبن ادریس بن فضل اﷲبن الشیخ ابی اسحاق ابراهیم بن...
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) محمدبن یوسف تمیمی مازنی سرقسطی . رجوع به محمد... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) مخلص . او راست : امالی در حدیث . (کشف الظنون ).
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) المطهر نجیب الملک شرف الخواص . رجوع به ج 1 لباب الالباب چ ادوارد برون ص 285 شود.