اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ابوطاهر

نویسه گردانی: ʼBWṬAHR
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن حسن فضلویه . سرسلسله ٔ امرای هزاراسپی لرستان و آنان مدت دویست سال (543 - 740 هَ . ق .) در لرستان حکومت داشتند و به اتابکان لرستان یا آل فضلویه معروفند. ابوطاهر از طرف سلغریان مأمور نشاندن فتنه ٔلر بزرگ شد و در آنجا حکومت یافت و خاندان او از سلاطین مغول اطاعت کردند و چندی حکومت خوزستان نیز بآنان واگذارشد. مدت حکمرانی ابوطاهر از 543 هَ . ق . تا حدود سی وچهار سال بود. رجوع به حبط ج 2 ص 102 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷۱ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) منجم شیرازی . وی بزمان القائم بامراﷲ میزیست وگویند زلزله ٔ چهاردهم صفر سال 434 هَ . ق . تبریز رااو از پیش آگاهی دا...
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) منصور اسماعیل . رجوع به منصور ابوطاهر اسماعیل شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) موسی بن محمدبن عطاء. محدث است . و از یزید روایت کند.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) مولی الحسین بن علی الهاشمی . حفص بن غیاث از او روایت کند.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ )موفق الدین احمدبن عباس واسطی معروف به ابن برخش . یکی از فضلاء اطباء از مردم واسط و ابن ابی اصیبعه گوید:کتابی به ...
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) وشمگیربن زیاربن وردان شاه الجیلی پدر ابوالحسن قابوس . رجوع به وشمگیر... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) یحیی بن تمیم بن معزبن بادیس . از ملوک بنی زیری در افریقیه از سال 501 تا 509 هَ . ق . رجوع به یحیی ... شود.
ابوطاهر. [ اَ هَِ ] (اِخ ) یحیی بن طاهربن عثمان العوفی ملقب به شرف الدین . جدعوفی صاحب لباب الالباب است و مصنف لباب گوید: او از بقیه ٔ أئم...
ابوطاهر قرمطی . [ اَ هَِ رِ ق َ م َ / ق ِ م ِ ] (اِخ ) سلیمان بن حسن جنابی ابن بهرام فارسی . از مردم گنافه ٔ فارس . در روز دوشنبه ٔ 25 ربیعالاَّ...
اَبوطاهِرِ خاتونی، حسین بن حیدر بن حسین خاتونی بَجْلی، ملقب به موفق‌الدین، موفق‌الدوله، معین‌الملک و معین‌الدین ( لغت فرس، ۴۱؛ ابن‌ابی‌اصیبعه، ۱ / ۲۷۶...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۸ ۸ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.