اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اشاری

نویسه گردانی: ʼŠARY
اشاری . [ اَ را / اُ را ] (ع ص ، اِ) ج ِ اَشْران .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۸ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۲ ثانیه
اشاری. [ ا ِ ] (ص نسبی). حاوی اشارات/اشاره ها. ||تفسیر اشاری، حاوی اشاراتی خفی؛ اما آشکار برای ارباب سلوک، و نیز تاملاتی است که به ذهن مفسر عارف خطور ...
تفسیر اشاری کتاب‌های تفسیر با رویکرد تاویلی مشتمل بر اشارات معنوی و عرفانی را تفاسیر اشاری گویند. فهرست مندرجات ۱ - محتوای تفسیر اشاری ۲ - نمونه ای از...
اشعری . [ اَ ع َ ](ص نسبی ) منسوب به اشعر. رجوع به اشعر شود. || منسوب به فرقه ٔ اشاعره . رجوع به اشاعره شود.
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالحسن . رجوع به ابوالحسن اشعری شود.
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر احمدبن عیسی بن عبداﷲبن سعدبن مالک بن احوص بن مالک اشعری . از فرزندان جماهربن اشعر بود که در قم میزیست و ...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوجعفر محمدبن احمدبن یحیی بن عمران . از علمای شیعه بود. او راست : کتاب الجامع. کتاب النوادر. کتاب ما نزل من القرآن ...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوالقاسم سعدبن عبداﷲبن ابی خلف اشعری قمی . از اعیان و وجوه شیعه و معروف به شیخ الطایفه با امام عسکری (ع ) معاص...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) ابوموسی . رجوع به ابوموسی اشعری شود.
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) بلال بن سعدبن تمیم سکونی اشعری . از تابعین شام بود و از پدرش روایت دارد و او را صحبتی است . اوزاعی و عمروبن شراحی...
اشعری . [ اَ ع َ ] (اِخ ) تمیم بن اوس اشعری . از محدثان بود. از عبداﷲبن بشر روایت کرد و مردم شام از وی روایت دارند.وی بروزگار خلافت هشام بن...
« قبلی صفحه ۱ از ۳ ۲ ۳ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.