اود
نویسه گردانی:
ʼWD
اود. [ اَ ] (ع مص ) گرانبار کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ) (المصادر زوزنی ) (ناظم الاطباء). || گران شدن [ سنگین شدن ] (مقدمه ٔ لغت میرسید شریف ). بدرد آوردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). مایل گشتن آفتاب به آخر روز. (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر). مایل بمشرق گردیدن [ چنانکه سایه ] . || خمیده و کج گردانیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (حامص ) کجی . (ناظم الاطباء).
واژه های همانند
۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
ساز رود (یا رود/رودِ) در واقع نام باستانی و فارسی ساز معروف «بربط» یا «عود» است که از رده سازهای زهی زخمهای با کاسهای بزرگ و گلابیشکل، دستهای بسیا...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
چوب عود (انگلیسی: Agarwood) به هندی چوب اَگَر، قسمتی از تنه درخت عود است که مدت زمانی از قطع درخت گذشته و یا بعد از قطع درخت، تنه را در زمین نمناکی دف...