اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

اود

نویسه گردانی: ʼWD
اود. [ اَوَ ] (ع حامص ) اعوجاج . عوج . کجی . (منتهی الارب ). || (مص ) کج و خمیده گردیدن . (ناظم الاطباء).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۲ ثانیه
ساز رود (یا رود/رودِ) در واقع نام باستانی و فارسی ساز معروف «بربط» یا «عود» است که از رده سازهای زهی زخمه‌ای با کاسه‌ای بزرگ و گلابی‌شکل، دسته‌ای بسیا...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
چوب عود (انگلیسی: Agarwood) به هندی چوب اَگَر، قسمتی از تنه درخت عود است که مدت زمانی از قطع درخت گذشته و یا بعد از قطع درخت، تنه را در زمین نمناکی دف...
« قبلی ۱ ۲ ۳ صفحه ۴ از ۴ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.