اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

بخار

نویسه گردانی: BḴAR
بخار. [ ب ُ ] (ع اِ) علم و فضل . (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). بسیارعلم و بخارا از آن مشتق است ... چون در آن شهر عالم و فاضل بسیار بوده اند. (از فرهنگ جهانگیری ). بلغت زند علم و فضل و دانش . (ناظم الاطباء) :
فخر کند روزگار تو به تو زیرا
کاصل بزرگی توئی و اصل بخاری .

فرخی .


رجوع به بخاری شود. || غنجار بود یعنی گلگونه . (فرهنگ اسدی ) :
باغ را هر سال چون حورا بیاراید به زیب
این بر آن سازد بهارو او برآن مالد بخار.

؟


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۶ ثانیه
بخار. [ ب ُ ] (اِ) گازی که از مواد مرطوب در حال تبخیر جدا شود یا بر اثر حرارت از مایعات یا جامدات برخیزد و به هوا رود. آنچه به شکل دود یا ر...
در فرهنگ عربی - فارسی لاروس چنین آمده است: البخار: هر بوی بد یا غیر آن که پراکنده شود و نیز آنچه که به شکل دود از مایعات گرم برخیزد. در فرهنگ واژه های...
چرخ بخار ماشین بخار دستگاه بخار دیگ بخار موتور بخار موتور بخار یک موتور حرارتی است که کار مکانیکی را با استفاده از بخار به عنوان سیال کار خود انجام می...
بخار گرم. [بُ گَ]. (ص. مرکب). آنچه با بخار گرم شده. تا حدودی شبیه به روش بن ماری، بدون حرارت مستقیم. روش گرمایس با بخار.
بخار شدن . [ ب ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تبدیل شدن آب یا هر مایع دیگری بر اثر حرارت و عوامل دیگر به گاز و دمه .
چرخ بخار. [ چ َ خ ِ ب ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ۞ ماشین بخار. دستگاه بخار.
دیگ بخار. [ گ ِ ب ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دستگاهی برای تولید بخار و آن از دو قسمت متشکل است ، کوره (محل سوختن سوخت ) و دیگ (ظرف بسته ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.