اجازه ویرایش برای همه اعضا

بخار

نویسه گردانی: BḴAR
در فرهنگ عربی - فارسی لاروس چنین آمده است: البخار: هر بوی بد یا غیر آن که پراکنده شود و نیز آنچه که به شکل دود از مایعات گرم برخیزد. در فرهنگ واژه های اوستا (احسان بهرامی) و در فرهنگ واژه های پهلوی (بهرام فره وشی و مکنری) واژه ی بخار یا بوخار دیده نمی شود؛ در واژه های پارتی و مانوی (ماری بویس) نیز دیده نمی شود. در واژه های سغدی (بدرالزمان قریب) بخارا، پوخار نوشته شده است. در واژه های اوستایی باذَه به معنی دائم، مستمر آمده و بئُذه به معنی بو به کار رفته و نه بخار. واژه ای با خوانش باثره یا بئثره نیز در فرهنگ اوستایی دیده نمی شود. از این رو نمی توان گفت بخار ریشه ای ایرانی دارد. همتای پارسی این واژه ی عربی، اینهاست: نبس nabas (سنسکریت: nabhas) باشپه bāŝpa (سنسکریت) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۳ ثانیه
بخار. [ ب ُ ] (ع اِ) علم و فضل . (برهان قاطع) (انجمن آرای ناصری ) (آنندراج ). بسیارعلم و بخارا از آن مشتق است ... چون در آن شهر عالم و فاضل...
بخار. [ ب ُ ] (اِ) گازی که از مواد مرطوب در حال تبخیر جدا شود یا بر اثر حرارت از مایعات یا جامدات برخیزد و به هوا رود. آنچه به شکل دود یا ر...
چرخ بخار ماشین بخار دستگاه بخار دیگ بخار موتور بخار موتور بخار یک موتور حرارتی است که کار مکانیکی را با استفاده از بخار به عنوان سیال کار خود انجام می...
بخار گرم. [بُ گَ]. (ص. مرکب). آنچه با بخار گرم شده. تا حدودی شبیه به روش بن ماری، بدون حرارت مستقیم. روش گرمایس با بخار.
بخار شدن . [ ب ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) تبدیل شدن آب یا هر مایع دیگری بر اثر حرارت و عوامل دیگر به گاز و دمه .
چرخ بخار. [ چ َ خ ِ ب ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ۞ ماشین بخار. دستگاه بخار.
دیگ بخار. [ گ ِ ب ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) دستگاهی برای تولید بخار و آن از دو قسمت متشکل است ، کوره (محل سوختن سوخت ) و دیگ (ظرف بسته ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.