اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تبار

نویسه گردانی: TBAR
تبار. [ ت َ ] (ع اِ) هلاک . (قطر المحیط) (اقرب الموارد).و این اسمی است از «تبر» و صاحب مصباح گوید: «فعال بفتح اکثر از فَعَّل َ آید مانند کلّم ، کلاماً و سلّم ، سلاماً و ودّع ، وداعاً» و از این معنی است : «و لاتزد الظالمین الا تباراً ۞ »؛ ای هلاکاً. (اقرب الموارد). هلاکی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (شرفنامه ٔ منیری ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). هلاک . (فرهنگ جهانگیری ) (برهان ) (انجمن آرا). هلاکت . (فرهنگ نظام ). هلاک شدن . (تاج المصادر بیهقی ) :
از دوده و تبار وی افکند دور چرخ
در دوده و تبار بداندیش وی تبار.

سوزنی .


هرکه او خویش و تبار آل پیغمبربود
در دو گیتی باشد ایمن از خسار و از تبار.

سوزنی .


خزینه بخش و ولایت ستان و ملک ستان
تبار جان بداندیش و آفتاب تبار.

قطران (از فرهنگ شاهنامه ص 85).


واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۷ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
ایل کلهر بر اساس تحقیقات چند سالۀ معتبرترین دانشگاه آمریکا (هاروارد) بزرگترین ایل کُرد در کردستان است که در طول تاریخ نقش مهمی در تحولات کردستان، ایرا...
خویش و تبار. [ خوی / خی ش ُ ت َ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) قوم و خویش . منسوبان . نزدیکان . عشیرة : ز کین و مهرش چون خلق ساعة اندر ملک همی فز...
ایل کلهر بر اساس تحقیقات چند سالۀ معتبرترین دانشگاه آمریکا (هاروارد) بزرگترین ایل کُرد در کردستان است که در طول تاریخ نقش مهمی در تحولات کردستان، ایرا...
ایل بالاگریوه از چند طایفه تشکیل می شود که همه از نسل فردی به اسم کرم کلهر هستند : ایل‌کُردعلیوند ، ایل مرادعلیوند ( شیرولی وند ، برجعلی وند ، گنجعلی ...
طبار. [ طَ ] (ع اِ) (بنات ...) بلاها و سختیها. (منتهی الارب ) (آنندراج ).
طبار. [ طُب ْبا ] (ع اِ) درختی است مانا به درخت انجیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). صنفی از انجیر بزرگ سرخ است . (اختیارات بدیعی ). قسمی انجی...
بنات طبار. [ ب َ ت ُ طَ ] (ع اِ مرکب ) بلاها. سختی ها. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از المرصع).
« قبلی ۱ صفحه ۲ از ۲ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.