اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

تداعی

نویسه گردانی: TDʼʽY
تداعی . [ ت َ ] (ع مص ) پیش آمدن دشمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || جمع شدن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جمع شدن قوم بر کسی وبه دشمنی برخاستن با وی . || لاغر شدن یا مردن شتر فلان . || محاجّه کردن . (اقرب الموارد). || چیستان گفتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || خواستن چیزی را. (اقرب الموارد). || شکسته شدن و ویران گردیدن دیوار. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). تَداعَت ِالجُدران ُ؛ انقضَّت ْ و تهادَمَت ْ و قیل بلیت و تصدعت من غیر ان تسقط. (اقرب الموارد). || یکدیگر را خواندن . (آنندراج ) (از اقرب الموارد). رجوع به تداعی معانی شود. || ویران کردن : تداعیناعلیهم الحیطان َ من جوانبها؛ یعنی دیوارها را از اطراف ، به روی ایشان ویران کردیم . (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۹ ثانیه
(برانگیختن یک حس یا یک خاطره با دیدن یا شنیدن چیزی) همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سمرنا samarnā (سنسکریت: samarana) ***فانکو آدینات 091636578...
پیدایش یک اندیشه یا یک معنی با دیدن یا به یاد آوردن چیزی یا مفهومی همخوان با آن. (فرهنگ فارسی امروز) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: سمرنای و...
تداعی معانی . [ ت َ ی ِ م َ ] (ترکیب اضافی ،اِمص مرکب ) یکی از اعمال نفس ، که بدان تصور یک معنی ، معنی دیگر را به خاطر آرد. آقای دکتر سیاسی...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.