تداعی
نویسه گردانی:
TDʼʽY
(برانگیختن یک حس یا یک خاطره با دیدن یا شنیدن چیزی) همتای پارسی این واژه ی عربی، این است: سمرنا samarnā (سنسکریت: samarana) ***فانکو آدینات 09163657861
واژه های همانند
۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۷ ثانیه
تداعی . [ ت َ ] (ع مص ) پیش آمدن دشمن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (اقرب الموارد). || جمع شدن بر کسی . (منتهی الارب ) (ناظم ال...
پیدایش یک اندیشه یا یک معنی با دیدن یا به یاد آوردن چیزی یا مفهومی همخوان با آن. (فرهنگ فارسی امروز) همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: سمرنای و...
تداعی معانی . [ ت َ ی ِ م َ ] (ترکیب اضافی ،اِمص مرکب ) یکی از اعمال نفس ، که بدان تصور یک معنی ، معنی دیگر را به خاطر آرد. آقای دکتر سیاسی...