اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

ثروت

نویسه گردانی: ṮRWT
ثروت . [ ث َرْ وَ ] (ع اِ) ثراء. دارائی . توانگری . کثرت مال . مال . مکنت . نعمت . دولت . هستی . ذروت :
با کرم او الف که هیچ ندارد
در سرش اکنون هوای ثروت شین است .

انوری .


اسلاف او در ایام آل سامان به ثروت تمام و حرمت موفور مشهور بودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 435).
این دعا می کرد دایم کای خدا
ثروتی بی رنج روزی کن مرا.

مولوی .


|| بسیاری مردم . بسیار عدد از مردم : انه لذو ثروة من مال و رجال . || شبی که ماه و پروین با هم جمع شوند. || مهتری . (غیاث اللغة). || ثروت یا علم ثروت ، علم اقتصاد، علم تولید و تقسیم و مصرف ثروت ، و در این مورد ثروت عبارت است از انواع دارائی آدمی از کالا و خواربار و ابزار و ماشین آلات و راه آهن و غیره .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۴ مورد، زمان جستجو: ۰.۰۸ ثانیه
ثروت مند. [ ث َرْ وَ م َ ] (ص مرکب ) دارا. توانگر. مالدار.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
ثروت افندی . [ ث َرْ وَ اَ ف َ ] (اِخ ) یکی از شعرای متأخر عثمانی است و مولد او استانبول است . او در اندرون همایون تربیت شده و در 1280 به م...
سروت . [ س ُ ] (اِ) سرود. (آنندراج ).
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.