ثروت . [ ث َرْ وَ ] (ع اِ) ثراء. دارائی . توانگری . کثرت مال . مال . مکنت . نعمت . دولت . هستی . ذروت : با کرم او الف که هیچ ندارددر سرش اکنون...
ثروت مند. [ ث َرْ وَ م َ ] (ص مرکب ) دارا. توانگر. مالدار.
ثروت افندی . [ ث َرْ وَ اَ ف َ ] (اِخ ) یکی از شعرای متأخر عثمانی است و مولد او استانبول است . او در اندرون همایون تربیت شده و در 1280 به م...