اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

حاجی

نویسه گردانی: ḤAJY
حاجی . (اِخ ) (ملک صالح ). صاحب قاموس الاعلام ترکی گوید بیست و چهارمین تن از حکام ترک مصر و آخرین آنان ، او پس از مرگ علی ، معروف بملک منصور، در 783 هَ . ق .جلوس کرد و بعلت حداثت سن اتابک او برقوق چرکسی به اداره ٔ امور پرداخت و پس از یک سال و نیم به اتفاق امرا رسماً تاج شاهی بر سر نهاد و او آخرین این سلسله است و پس از او غلامان چرکسی به حکومت مصر رسیدند.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۲۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۵ ثانیه
بهلولی حاجی فتحعلی . [ ب ُ لی ِ ف َ ع َ ] (اِخ ) طایفه ای از طوایف قشقائی . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 81).
عرب حاجی آقا سلطانی . [ ع َ رَ ب ِ س ُ ] (اِخ ) از ایلات اطراف تهران است . (جغرافیای سیاسی کیهان ص 111).
سراسکند حاجی نورعلی . [ س َ اِ ک َ دِ ع َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان آتش بیگ بخش سراسکند شهرستان تبریز. دارای 212 تن سکنه است . آب آنجا از ...
قلعه نو حاجی آقاموسی . [ ق َ ع َ ن ُ سا ] (اِخ ) دهی است جزودهستان غار بخش ری شهرستان تهران ، واقع در 5هزارگزی باختر شهر ری و3هزارگزی باختر را...
کلاته حاجی علی اکبر. [ ک َ ت ِ ع َ اَ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان شقان بخش اسفراین شهرستان بجنورد. در دامنه و سردسیر است . (از فرهنگ جغرا...
حاجی اوغلی بازارجغی . [ ] (اِخ ) قصبه ای است در بلغارستان واقع در سنجاق بارنه ، در چهل هزارگزی شمال بارنه ، دارای پنج هزار سکنه . (از قامو...
حاجی خان ساده جلیلی . [ ] (اِخ ) رجوع به مجمل التواریخ ص 320 شود.
حاجی مؤمن الخراسانی . [ م ُءْ م ِ نُل خ ُ ] (اِخ ) رجوع به روضات الجنات ص 226 (؟) شود.
چشمه ٔ حاجی رومنجانی . [ چ َ م َ ی ِ م ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند که در 42 هزارگزی خاور خوسف و 7 هزارگزی ...
حسین آباد حاجی خلیلی . [ ح ُ س ِ دِ خ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش طبس شهرستان فردوس . در سه هزارگزی جنوب باختری طبس و 5هزارگزی ...
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.