حاجی
نویسه گردانی:
ḤAJY
حاجی . (اِخ ) (ملک صالح ). صاحب قاموس الاعلام ترکی گوید بیست و چهارمین تن از حکام ترک مصر و آخرین آنان ، او پس از مرگ علی ، معروف بملک منصور، در 783 هَ . ق .جلوس کرد و بعلت حداثت سن اتابک او برقوق چرکسی به اداره ٔ امور پرداخت و پس از یک سال و نیم به اتفاق امرا رسماً تاج شاهی بر سر نهاد و او آخرین این سلسله است و پس از او غلامان چرکسی به حکومت مصر رسیدند.
واژه های همانند
۲۳۳ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۶ ثانیه
کلاته حاجی عبدالحسین . [ ک َ ت ِ ع َ دُل ْ ح ُ س َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کرراب بخش حومه ٔ شهرستان سبزوار در دامنه و سردسیر است . (از فرهن...
عظیم آباد حاجی محمود. [ ع َ دِ م َ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران . سکنه ٔ آن 233 تن است . آب آن از قنات و محصول آن غلا...
حاجی عبدالعظیم کمانگر. [ ع َ دُل ْ ع َ ک َ گ َ ] (اِخ ) قریه ای از قراء مشهد سر. رجوع به سفرنامه ٔ مازندران و استرآباد رابینو ص 117 شود.
حاجی علیقلیخان کازرونی . [ ع َ ق ُ ن ِ زِ] (اِخ ) از بزرگان مردم فارس است . وی در مائه ٔ 12، و اوائل مائه ٔ 13 هَ . ق . یعنی در زمان کریمخان ...
حاجی بیگ جانی قربانی . ۞ [ ب َ ق ُ ] (اِخ ) از امرا و تربیت یافتگان امیر تیمور بودو چون امیر تیمور اصفهان را فتح کرد حاجی بیگ را درآن شهر ...
مزرعه ٔ حاجی علی عسکر. [ م َ رَ ع َ ی ِ ع َ ع َ ک َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پیشکوه بخش تفت شهرستان یزد، در 36هزارگزی غرب تفت و 4هزارگزی...
اسماعیل آباد حاجی معین . [ اِ دِ م ُ ](اِخ ) دهی جزء دهستان غار بخش ری شهرستان تهران ، در6000 گزی جنوب شهر ری و 3000 گزی خاور شوسه ٔ تهران ...
کلاته علی حاجی عیسی خان . [ ک َ ت ِ سا ] (اِخ ) دهی است از دهستان میان آبادبخش اسفراین شهرستان بجنورد. محلی جلگه ای و معتدل است . سکنه 107 ...
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
قلعه گلین حاجی یا سادات . [ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان بهنام سوخته بخش ورامین شهرستان تهران ، واقع در 18 هزارگزی شمال خاور ورامین . این ...