حراء
نویسه گردانی:
ḤRʼʼ
حراء. [ ح َرْ را ] (ع ص ) مؤنث : لکل کبد حراء احر.
واژه های همانند
۲۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۲۰ ثانیه
هرا. [ هََ رْ را ] (اِ) هلیله را گویند و آن دوایی است معروف و بهترین آن کابلی باشد. (برهان ). به هندی اسم هلیله است .(فهرست مخزن الادویه...
هرا. [ هَُ رْ را ] (اِ) درخشیدن . || ترس و بیم . (برهان ). مانند هُرِه دردلهره . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). || آواز مهیب مانند آواز وحوش و ...
هرا. [ هَِ ] (اِ) فروریختن و آواز و صدای فروریختن . (برهان ).
هرا. [ هََ ] (اِخ ) هرات . (برهان ). رجوع به هرات شود.
هرا. [ هَِ ] (اِخ ) به عقیده ٔ یونانیها ربةالنوع زمین بوده . (ایران باستان پیرنیا، حاشیه ٔ ص 594). هرا بزرگترین ربةالنوع های المپی است . وی د...
هرا [هَ ر ر ا] یا [هُ ر ر ا] فریاد و غوغا، هورا، های و هوی
مثال از فردوسی:
ز هرای درندگان چنگ دیو
شده سست از خشم کیهان خدیو
هرع . [ هََ ] (ع مص ) سخت راندن . || سرعت کردن . (منتهی الارب ).
هرع . [هََ رَ ] (ع مص ) روان گشتن خون . (منتهی الارب ). تند روان گشتن خون . (اقرب الموارد). || شتابان و مضطربانه رفتن . (منتهی الارب ) (اقر...
جبل حرا. [ ج َ ب َ ل ِ ح ِ ] (اِخ ) نام کوه معروفی است در نزدیکی مکه که پیغمبر (ص ) در آنجا به نبوت مبعوث شده است . ابن بطوطه مینویسد: ای...
حَرّا (نام علمی: Avicennia marina) که مانگرو خاکستری یا مانگرو سفید نیز نامیده میشود، درختی از جامعه گیاهی مانگرو است که در خانواده گیاهی پاخرسیان طب...