اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زاویة

نویسه گردانی: ZʼWY
زاویة. [ ی َ ] (اِخ ) (یوم الَ ...) یوم للحجاج علی عبدالرحمن بن محمدبن اشعث . (مجمع الامثال میدانی ). طبری آرد: حجاج در یوم الزاویة 11هزار تن را بقتل رسانید و هیچ یک از افراد لشکرعبدالرحمن را زنده نگذاشت . جز یک تن که پسرش از کتاب حجاج بود. حجاج بدو گفت : آیا دوست داری پدرت را مورد عفو قرار دهم ؟ گفت : آری . حجاج از قتل وی صرف نظر کرد. این گروه بیشمار را حجاج بدین گونه فریب داد که بفرمود جارچیان اعلام کنند که جز چند تن از رجال و اشراف در امانند. لشکریان ابن اشعث که در حال فرار بودند از این سخن اطمینان یافتند که جز آن عده از اشراف ،دیگران در امانند. همگی به جایگاه مخصوص وی روی آوردند و بدستور حجاج اسلحه ٔ خود را بزمین گذاشتند. حجاج گفت : اکنون کسی را که هیچ گونه خویشاوندی با شما ندارد امیر شما خواهم ساخت . سپس عمارةبن تمیم لخمی را به امارت بر آنان منصوب ساخت و عماره آنان را قتل عام کرد. (تاریخ طبری چ نلدکه ج 8 ص 1123). و نیز در آن کتاب آمده است : در حدیث ابی مخنف است که ابوالمخارق گوید: ما از نخستین بامداد سه شنبه نخستین روز ماه ربیعالاول 83 هَ . ق . تا صد روز تمام با حجاج نبرد سربسر کردیم و در چهارشنبه ٔ 14 جمادی الاخر همان سال ازوی شکست خوردیم . (تاریخ طبری چ نلدکه ج 8 ص 194).
مؤلف تاریخ سیستان آرد: [ عبدالرحمن بن محمدبن اشعث پس از رفتن به کابل ] به دل اندر همی داشت که با حجاج خلاف کند ازبدمعاملتی او وزان چیزها که زو همی موجود آمد از خونهای ناحق و بی نگرش و با وی مردم بسیار بودند... دل این مردمان نواحی بخویشتن کشید... و یاد همی کرد که آنچه حجاج همی کند نه از طریق شریعت است و از مردمان هر جای بیعت همی ستد. چون سخن فاش گشت ابی بن سفیان بن ثورالسدوسی بنزدیک حجاج شد و او را آگاه کرد... پس حجاج سپاه جمع کرد و کار ساخته کرد و برفت که عبدالرحمن اندر یابد و عبدالرحمن ساخته برفت تا بحرب حجاج شود بصره فراهم رسیدند و حجاج از بصره بود، پیش عبدالرحمن از بصره بیرون شد و عبدالرحمن آن روز به بصره بر منبر شد و کردارهای حجاج یاد کرد... اندر آن روز چهارهزار مرد عابد از عراقین بر او جمع شدند دون دیگر مردمان خلع حجاج را. باز دیگر روز رفت از پس حجاج و به زاویه حرب کردند حربی سخت و بسیار مردم کشته شد. آخر عبدالرحمن هزیمت کرد و به دیرالجماجم هشتاد و یک حرب کردند و آن هشتاد حجاج بهزیمت شد. این راه هشتاد و یکم عبدالرحمن هزیمت شد. و بیشتر یاران او کشته شد یا غرق شد و بعضی گم شد به بیابانها. از آن همه عامر الشعبی بود که به ماوراءالنهر فرا دید آمد وسعیدبن جبیر به مکه فرا دید آمد. (تاریخ سیستان چ بهار صص 115 - 116).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۱۵۰ مورد، زمان جستجو: ۰.۹۱ ثانیه
زاویه ٔ تاجی . [ ی َ ی ِ جی ی ] (اِخ ) از مدرسهای فقه جامع عتیق مصر است و در برابر محراب چوبی قرار دارد. تاج الدین سطحی آن را تأسیس کرد و ...
همتای پارسی این دو واژه ی عربی، این است: کژداستاک každāstāk کژدا (اوستایی: کَئُژده kaožda) زاویه. اَستاک (پهلوی) قائم. ***فانکو آدینات 09163657861
زاویه نشینی . [ ی َ / ی ِ ن ِ ] (حامص مرکب ) عزلت اختیار کردن . گوشه نشینی . از مردم دوری گزیدن . انزواء. تزوی . و رجوع به زاویه گرفتن شود.
زاویه ٔ مقعر. [ ی َ / ی ِ ی ِ م ُ ق َع ْ ع َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) زاویه ای است که کوچکتر از نیم سطح باشد و مقابل آن محدب است . (از هندسه...
زاویه ٔ کروی . [ ی َ / ی ِ ی ِ ک ُ رَ ] (ترکیب وصفی ،اِ مرکب ) آن است که حادث شود میان دو خط مستقیم که هر یک مماس با قوس دائره ای است و آ...
زاویه ٔ کیوی . [ ی َ ی ِ ] (اِخ ) دهی است جزو دهستان خورش رستم از بخش شاهرود شهرستان هروآباد. واقع در 8500 گزی خاور هشجین و 24500 گزی راه شو...
زاویه ٔ مجدی . [ ی َ ی ِ م َ ] (اِخ ) از مدرسهای معروف جامع عتیق است و در داخل مقصوره ٔ وسطی در جوار محراب بزرگ واقع است . این زاویه را حارث...
زاویه ٔ عدوی . [ ی َی ِ ع َ دَ وی ی ] (اِخ ) از زاویه های قرافه ٔ مصر و منسوب است به شیخ عدی بن مسافر اموی متوفی در 555 هَ . ق . وی در این ...
زاویه ٔ عدوی . [ ی َ ی ِ ع َ دَ وی ی ] (اِخ ) رجوع به زاویه ٔ خضر (قاهره ) شود.
زاویه ٔ عطفیة. [ ی َ / ی ِ ی ِ ع َ فی ی َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) یکی از دو سبب اختلاف زاویه ٔ انعطاف ، کوچکی و بزرگی ، زاویه ٔ عطفیه است . رج...
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ صفحه ۵ از ۱۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.