اجازه ویرایش برای هیچ گروهی وجود ندارد

زرد

نویسه گردانی: ZRD
زرد. [ زَ رِ ] (ع ص ) زود فروبرنده ٔ به حلق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های همانند
۹۲ مورد، زمان جستجو: ۰.۱۴ ثانیه
سیم زرد. [ م ِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) در موسیقی مقابل سیم سفید در تار و غیر آن . (یادداشت بخط مؤلف ). رجوع به آهنگ شود.
عنبر زرد. [ عَم ْ ب َ رِ زَ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کهربا که نوعی گیاه است . (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به کهربا شود.
کانی زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ملکاری بخش سردشت شهرستان مهاباد واقع در 18هزارگزی شمال باختری سردشت و 19هزارگزی باختر شوسه ٔ سرد...
کانی زرد. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان لاهیجان بخش حومه ٔ شهرستان مهاباد واقع در 34هزارگزی جنوب باختری مهاباد و 27هزارگزی باختر شوسه ٔ م...
چشمه زرد. [ چ َ م َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عشق آباد بخش قدیشه ٔشهرستان نیشابور که در 30 هزارگزی جنوب خاوری قدیشه واقع است . جلگه و گ...
چشمه زرد. [ چ َ م َ زَ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه حمام بخش جنت آباد شهرستان مشهد که در 36 هزارگزی شمال باختری صالح آباد واقع است . کوه...
چشمه زرد. [ چ َ م َ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گل فریز بخش خوسف شهرستان بیرجند که در 26 هزارگزی جنوب خاوری خوسف واقع است . کوهستانی اس...
آفتاب زرد. [ زَ ] (اِ مرکب ، ق مرکب ) نزدیک غروب که رنگ آفتاب پریده نماید. اصیل . پس از نماز دیگر. پسین ِ دور.ایوار : و پیش سلطان شد، آفتاب ...
خیری زرد. [ ی ِ زَ ] (ترکیب وصفی ،اِ مرکب ) عصیفره . خیری شیرازی . رجوع به خیری شود.
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید اینجا کلیک کنید.
« قبلی ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ صفحه ۷ از ۱۰ ۸ ۹ ۱۰ بعدی »
نظرهای کاربران
نظرات ابراز شده‌ی کاربران، بیانگر عقیده خود آن‌ها است و لزوماً مورد تأیید پارسی ویکی نیست.
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.