سر
نویسه گردانی:
SR
سر. [ س ِرر ] (اِخ ) روستایی است به یمن . (آنندراج ) (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
واژه های همانند
۴۶۹ مورد، زمان جستجو: ۰.۳۶ ثانیه
از سر. [ اَ س َ ] (حرف اضافه + اسم ، ق مرکب ) از آغاز. از ابتدا. || از نو. مجدداً. باز هم . دوباره : مأمون ... فرموده است تا اندازه ٔ زمین ...
دژ لمبسر یا لمسر که در شمال شهر قزوین و در منطقه الموت در شمال شرقی شهر رازمیان واقع شدهاست و قدمت آن به دوران ساسانیان بازمیگردد و در دوره سلجوقیان...
از سر. به خاطر، به دلیل، برایِ، از روی، سر، بابت، از جهت حرف اضافهی مرکب. به متنهای زیر توجه کنید: ۱) طی یک روز و ظرف یک ساعت / نامهای مختصر گذاشت ...
متعصب، تندخوی، تند مزاج، هوادار بی منطق، کله خشک، ستیهنده
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا کلیک کنید.
چار سر.[ س َ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح قمار) اصطلاحی در بازی آس . اصطلاح بازی ورق . چارصورت از قبیل چار شاه و چار بی بی و چار سرباز و چار آس ، چار ...
تپه سر. [ ت َپ ْ پ َ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلباد بخش بهشهر شهرستان ساری است که در بیست و پنج هزار و پانصدگزی خاور بهشهر و یکهزار و پانص...
تپه سر. [ ت َپ ْ پ َ س َ ] (اِخ ) دهی از دهستان شیرگاه بخش سواد کوه شهرستان شاهی است که در چهار هزار و پانصد گزی شمال شیرگاه و بر کنار شوسه ...